تبليغاتX
دهــــــــکـــــــده لـــبــخــنــد

به همسرت نيکي کن . اگر همسر نداري به دوست دخترت نيکي کن . اگر دوست دختر نداري يکي پيدا کن . اگر پيدا نکردي تلاش کن . اگر تلاشت نتيجه نداد خاک بر سرت کنن بي عرضه بي خاصيت


بر طبق يک اصل قديمي اگر با يک لر دعوا کردي و ديدي لر فرار کرد تو هم فرار کن چون رفته سنگ بياره


تو را با تیشه عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم از ان پس من تو را چون بت پرستیدم.

بسيجيه به ترکه مي گه چرا آستين کوتاه پوشيدي؟ ترکه مي گه تو به روح اعنقاد داري؟ بسيجيه مي گه آره ترکه مي گه :خوب ريدم تو اون روح پدرت هوا گرمه

بسيجيه به ترکه مي گه چرا آستين کوتاه پوشيدي؟ ترکه مي گه تو به روح اعنقاد داري؟ بسيجيه مي گه آره ترکه مي گه :خوب ريدم تو اون روح پدرت هوا گرمه

به آخونده ميگن جوونا شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز

آب ميوه صداتم ...چرخ کرده نگاتم...قربون اون چشاتم...کشته خنده هاتم..کلاج اون پاهاتم....من مرده هواتم... تا عمر دارم باهاتم..جمال هرچي بامرامه سوت بلبلـــــي هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها هميشه وفتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن

برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره

بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ انکه خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد

به ترکه ميگن 7 تا حيونه علفخوار نام ببر ميگه 3 تا گوسفند 4 تا گاو

 


 

!! نوشته شده توسط سناتور | 7:15 بعد از ظهر | شنبه 1386/06/31

 تحویل نان بربری با کارت هوشمند. طرح هوشمند کردن ترکها

قزوینیه هفت جلد مثنوی می‌نویسه به اسم خسرو و فرهاد!

یارو یه تیكه یَخو گرفته بوده بالا، داشته خیلی متفكرانه بهش نگاه می كرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میكنی؟ یارومیگه: ایلده ازش آب میچیكه ولی معلوم نیست كجاش سوراخه!!
خصوصيات دخترا:.......... 1) تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! 2)حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3) اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن! 4) نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن! 5) همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) 5) از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن
به شيطان گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد. پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد» پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.» پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز

روشهای شیر دادن به فرزندان ..... مادر تهرانی : کامی بیا می می مادر عرب: حسون تعل بستون مادر لر : ممل بیو گویته بخور
 به همسرت نيکي کن . اگر همسر نداري به دوست دخترت نيکي کن . اگر دوست دختر نداري يکي پيدا کن . اگر پيدا نکردي تلاش کن . اگر تلاشت نتيجه نداد خاک بر سرت کنن بي عرضه بي خاصيت.

!! نوشته شده توسط سناتور | 7:11 بعد از ظهر | پنجشنبه 1386/06/29

۲نفر تنبل بانک ميزنند اولي به اون يکي ميگه: خب بيا بشمريم. دومي ميگه: حوصله داري فردا تلويزيون ميگه

آب ميوه صداتم ...چرخ کرده نگاتم...قربون اون چشاتم...کشته خنده هاتم..کلاج اون پاهاتم....من مرده هواتم... تا عمر دارم باهاتم..جمال هرچي بامرامه سوت بلبلـــــي

به آخونده ميگن جوونا شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز


بسيجيه به ترکه مي گه چرا آستين کوتاه پوشيدي؟ ترکه مي گه تو به روح اعنقاد داري؟ بسيجيه مي گه آره ترکه مي گه :خوب ريدم تو اون روح پدرت هوا گرمه
تو را با تیشه عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم از ان پس من تو را چون بت پرستیدم.


بر طبق يک اصل قديمي اگر با يک لر دعوا کردي و ديدي لر فرار کرد تو هم فرار کن چون رفته سنگ بياره


اگه يه لکه ابي روي ديوار ديدي بدون يه مورچه است که شلوار لي پوشيده اگه يه لکه قرمز روي ديوار ديدي بدون يه مورچه است که رژ زده اگه يه لکه سبز روي ديوار ديدي مطمين باش پليس 110مورچه هاست که اومده دو تايي شونو بگيره

 تركه زنش رو طلاق ميده همه بهش ميگن : بابا , طلا خانوم كه زن خوبي بود چرا طلاقش دادي ؟ تركه با عصبانيت ميگه غلط كرده . تازه فهميدم كه چقدر عوضي بود . ديروز بازار بودم همه ميگفتن : طلا كشيده پائيین


!! نوشته شده توسط سناتور | 0:9 قبل از ظهر | چهارشنبه 1386/06/28

۱۳۶۵/۰۶/۲۵

می دونی منظورم چی بود؟ سالروز تولد من (حامد)و پسر عموم مانی(محمدعلی) این روز رو به خودم و مانی جون تبریک می گم

حالا برام چی می خری


ترکه و لره داشتن با هم حرف مي زدن: لره: تو کجا به دنيا اومدي؟ ترکه: تو بيمارستان!! لره: آخي مريض بودي؟


اگه همه ي گلهاي خوشبوي دنيا رو هم بريزم به پات بازم فرقي نداره چون پات خيلي بو ميده.


غضفر كلاس رقص ميزاره ورشكست میرن تحقيق ميكنن ميبينن سر كلاس شاباش ميداده...!


اگه یه روز فروختمت ناراحت نشیها $$ من آدم فروش نیستم گل فروشم .



روي فرش دلم جوهري از عشق تو ريخت ... آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد ..... خلاصه گند زدي به فرش رفت

 

!! نوشته شده توسط سناتور | 11:17 بعد از ظهر | جمعه 1386/06/09