تبليغاتX
دهــــــــکـــــــده لـــبــخــنــد
همه ما دوست داريم شکمي صاف و کوچک داشته باشيم، شايد به همين دليل هر سال هزينه هاي هنگفتي صرف تحقيقات در زمينه يافتن روش هاي جديد براي از بين بردن چربي هاي اطراف شکم مي شود.


در حال حاضر بيش از 200 مدل دستگاه مختلف براي کوچک کردن شکم وجود دارد، دستگاههاي غلطکي، ضربه زننده، لرزاننده و ... . شعارهاي تبليغاتي تمام اين دستگاهها ادعا مي کنند که با استفاده از آنها مي توانيد شکم خود را کوچک کرده و به سايز مطلوب برسانيد.

اگر فکر مي کنيد استفاده از اين دستگاه ها به تنهايي براي کوچک کردن سايز اندام هاي مختلف بدن کافي است، سخت در اشتباهيد. اين قبيل وسايل تنها کمک ناچيزي براي رسيدن به هدف مورد نظر شما هستند. به منظور کوچک شدن شکم، لايه هاي چربي موجود در اطراف شکم بايد از بين برود و از آنجا که اين دستگا ههاي ابتکاري قادر به انجام اين کار نيستند، استفاده از آنها به تنهايي کافي نيست.

داشتن اطلاعات اوليه در مورد طرز کار عضلات اطراف شکم و اين که چگونه بدن شما چربي را مي سوزاند، قدم اول براي موفقيت در صاف کردن شکم و باريک کردن سايز دور کمرتان است.

به طور کلي عضله يا ماهيچه را مي توان بافتي دانست که در هنگام حرکت منقبض مي شود. همانطور که عضله هيچگاه به چربي تبديل نمي شود، چربي نيز هيچگاه به عضله تبديل نخواهد شد. اما اضافه وزن و چربي زيادي باعث کم شدن حجم عضله هاي شما و گاهي از بين رفتن تدريجي آنها مي شود. در اکثر افرادي که پا به سن مي گذارند اين اتفاق ناخودآگاه مي افتد.

بنابراين اگر هدف شما داشتن اندامي متناسب و شکمي صاف است، اولين قدم از بين بردن لايه هاي چربي موجود روي عضله هاي شکمتان است. در واقع به طور طبيعي شکم همه افراد صاف است اما در مواردي که با چربي اضافي پوشيده شده، به نظر بزرگ مي رسد.

موثرترين روش براي کوچک کردن شکم ترکيبي است از حرکات ورزشي متمرکز روي شکم و کمر و نيز تلاش براي ثابت نگه داشتن قند خون. ثابت بودن ميزان قند خون شما از چاق تر شدن و افزايش چربي هاي اضافي در بدنتان جلوگيري مي کند و کمک مي کند که بدن شما آسانتر بتواند چربي هاي اضافي را بسوزاند.

(1) بايد يک سري حرکات ورزشي تصاعدي را شروع کنيد. عضله هاي شکم عمدتا براي خم کردن و چرخاندن بالاتنه به جلو، عقب و يا طرفين مورد استفاده قرار مي گيرند. هدف اصلي حرکاتي شبيه دراز و نشست که در اکثر دستگا ههاي مخصوص کوچک کردن شکم انجام مي شود، استفاده و فعال کردن از اين عضلات است.

براي قوي کردن عضلات شکم حرکات زير را به صورت ترکيبي انجام دهيد :

- خم شدن به سمت جلو، عقب و پهلو
- چرخاندن کمر به حالت دوراني

عضله هاي شکم شما مانند همه عضلات بدن لازم است حداقل سه بار در هفته فعاليت داشته باشند. اگر مي خواهيد از پيشرفت کارتان مطمئن شويد هر بار ورزش ها را با جديت بيشتري انجام دهيد.

(2) سوخت و ساز بدنتان را با تمرينات کوتاه و سنگين شکم افزايش دهيد. ورزش هاي شکم اگر درست انجام شوند به راحتي مي توانند سوخت و ساز بدن شما را به مقدار زيادي افزايش دهند. اين کار باعث مي شود چربي اضافي در بدن شما مصرف شده و ذخيره نشود.در زير مدت زمان لازم براي انجام حرکات تناوبي در هر نوع حرکت ورزشي اعم از : دوچرخه سواري، پياده روي و شنا ذکر شده :

- 2 تا 5 دقيقه با حرکات آرام بدن خود را گرم کنيد
- مدت 30 ثانيه حرکات سنگين تر را با حداکثر سرعت ممکن انجام دهيد
- مدت 1 دقيقه حرکات ملايم تر انجام دهيد. در واقع اين زمان براي نفس گيري و شروع مجدد لازم است

حرکات فوق را به تناوب 6 الي 10 دقيقه تکرار کنيد.

(3) ثابت نگهداشتن ميزان قند خون کليد موفقيت است. زيرا همانطور که قبلا گفته شد مهمترين فاکتور در از دست دادن چربي اضافي بدن و جلوگيري از بازگشت آن است.

به منظور اينکه قند خونتان ثابت بماند بايد به طور مداوم هر 3-2 ساعت يک بار بدنتان را تغذيه کنيد. در اين مرحله رمز کار اين است که در هر وعده تنها همان مقدار غذايي که در آن لحظه نياز داريد بخوريد نه بيشتر. بدن شما در کل روز کالري مصرف مي کند، پس چرا بايد خود را مجبور کنيد که تنها 2 يا 3 وعده در روز غذا بخوريد ؟

به بدنتان سوخت مورد نياز: ميوه جات، غلات، سبزيجات، آجيل و پروتئين (ماهي،گوشت لخم، مرغ، تخم مرغ و ...) را برسانيد.

اکثر مردم به اشتباه توجه زيادي به ميزان چربي موجود در غذايشان مي کنند. کالري کالري است، فرقي هم نمي کند که از چه مواد غذايي آمده باشد. اگر بيش از ميزان لازم مصرف شود، در هر صورت در بدن شما تبديل به چربي خواهد شد.

البته مسلما غذاهايي که مي خوريم مهم هستند. اما وقتي چربي ها را مي سوزانيد تاثير چنداني ندارند. پس تا جايي که ممکن است غذاهاي سالم تر بخوريد، در عين حال هيچ وقت فکر نکنيد که خوردن يک چيزبرگر حتما به بدن شما چربي اضافه مي کند.

(4) از يک مربي حرفه اي مشورت بگيريد و از او کمک بخواهيد. مشکل اکثر ما اين است که راجع به تغذيه صحيح و تمرينات ورزشي مفيد براي رسيدن به سلامتي و تناسب اندام، اطلاعات کافي نداريم.

اگر بدون مربي ورزش مي کنيد، از خودتان سئوال کنيد : " آيا از شرايط فعلي فيزيکي ام راضي هستم يا خير؟ آيا پيشرفتي در اين زمينه حاصل شده ؟ "

اگر جواب خير است، بهتر است حتما با يک مربي ورزش حرفه اي مشاوره کنيد. به اطلاعاتي که از مجلات مربوط به تناسب اندام دريافت مي کنيد بسنده نکنيد. يک مربي حرفه اي به شما کمک مي کند که در مدت زماني خيلي کمتر از آنچه تصور مي کنيد به اهداف مورد نظرتان براي تناسب اندام دست يابيد.

اگر براي داشتن اندامي متناسب، شکمي کوچک و کمري باريک، عزم خود را جزم کرده ايد، پيشنهاد مي کنم با 4 روش بالا کار خود را شروع کنيد. اين راهکارها به شما کمک مي کند که سوخت و ساز بدن خود را افزايش دهيد و چربي هاي اضافي را بسوزانيد، نتيجه اين کار احساس شادابي و سلامت به همراه داشتن ظاهري متناسب خواهد بود.

دوشنبه 1388/08/11ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
http://aksupload.ir/pic.asp

احمد حبیبی ادرس وبلاگ خودتو بذار واسم

چهارشنبه 1388/07/22ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

مسائل مهم در دوران نامزدی
چند نکته‌ی مهم برای دخترخانم‌ها (قبل از برقراری ارتباط عاطفی عمیق در دوران نامزدی)

در زیر، نکته‌هایی برای دخترخانم‌هایی که قصد ازدواج دارند، ارائه شده که لازم است در دوران اولیه‌ی آشنایی با همسر آینده‌شان به آن‌ها توجه و دقت کافی داشته باشند. باعجله و بدون ‌آگاهی عمل کردن، موجب یک عمر پشیمانی خواهد شد. به توصیه‌های زیر که به شما در شناخت مرد مناسب زندگی‌تان کمک می‌کند، توجه کافی داشته باشید:

قبل از درگیری عاطفی، سؤال‌های خود را مطرح کنید
قبل از این‌که درگیر مسائل عاطفی با مردی شوید، اطمینان حاصل کنید که با فرد مناسب یا نامناسبی طرف هستید! در اولین ملاقات‌هاست که شما باید سؤال‌هایی از همسر آینده‌ی خود بپرسید تا بتوانید تصمیم بگیرید که آیا باید درگیر مسائل عاطفی بیش‌تری بشوید یا خیر؟!

قبل از این‌که با او ازدواج کنید و به قلب شما راه یابد، باید او را مورد ارزیابی و سنجش قراردهید. هرچه اطلاعات بیش‌تری در مورد نامزدتان داشته باشید، بهتر می‌توانید قضاوت کنید که آیا او شریک زندگی مناسبی است یا خیر!


به منظور مطمئن شدن از این‌که نامزدتان، مناسب شماست یا نه، می‌توانید در زمینه‌های زیر از او سؤال کنید:
- وضعیت خانواده و کیفیت روابط خانوادگی
- روابط عاطفی گذشته و دلیل‌های به‌هم خوردن آن‌ها
- درس‌های آموخته‌شده از تجربه‌های زندگی
- اخلاقیات، ارزش‌ها و دیدگاه‌های اخلاقی
- دیدگاه‌های عاطفی، تعهد و روابط
- فلسفه‌ی مذهبی یا روحی
- هدف‌های حرفه‌ای، شخصی و...

 با احساسات خود صادق باشید
به‌طور کلی، ارتباطی موفق است که همیشه دارای صداقت و اساس و پایه باشد. وقتی‌که شما در روابط‌تان با دیگران، در ابراز احساسات خود صادق نباشید، آن روابط به‌هم ریخته، نامطبوع و پیچیده خواهد شد.

در زیر به چند ویژگی صداقت احساسی اشاره می‌شود:
وقتی با کسی که او را دوست دارید، صادقانه صحبت می‌کنید، هر دوی‌تان احساس می‌کنید که به یکدیگر نزدیک شده‌اید. صداقت، هم‌چون پلی میان قلب شما و قلب فرد مقابل‌تان می‌باشد. گویی صداقت، دری را به روی قلب شما باز می‌کند بنابراین او می‌تواند خود واقعی شما را احساس کند. اگر از نظر عاطفی با مردی که شما را دوست دارد صادق نباشید، روابط‌تان سطحی خواهد بود و هرگز این روابط به‌طور جدی عمیق‌تر نمی‌شود. هرچه از لحاظ عاطفی صادقانه‌تر برخورد کنید، به همان اندازه، صمیمیت بیش‌تری را تجربه خواهید کرد و احتمال بیش‌تری دارد که شما با یکدیگر، آینده‌ای بهتر را خلق کنید. صداقت احساسی، به‌وجودآورنده‌ی صمیمیت می‌باشد.
صداقت احساسی شما، سبب می‌شود نامزدتان به خود اجازه دهد، احساساتش را بیان کند. وقتی با مردی از نظر عاطفی صادق هستید، موجب می‌شود او هم از نظر عاطفی با شما صادق باشد، او احساس امنیت بیش‌تری ‌کند و ب‌تواند احساسات قلبی‌اش را بیان کند. اگر نامزدتان احساس کند که شما احساسات خود را بیان نمی‌کنید، او نیز در برابر خودش، سپر محافظتی قرارمی‌دهد. زمانی‌که احساسات خود را ابراز می‌کنید، همسرتان به شما اعتماد می‌کند و دیوارهای محافظ احساساتش فرومی‌ریزند. مرد صادقی که مناسب شماست، همیشه به شما به‌خاطر صداقت در ابراز احساسات‌‌تان، احترام می‌گذارد.

 

هویت و شخصیت نامزدتان
هویت، یکی از ضروری‌ترین مشخصه‌های همسر دائمی شماست. بنابراین در جست‌وجوی مردی با هویت مناسب باشید. هویت، خمیرمایه‌ی درونی شخص است. هر چیزی که درون فرد را بیان کند و ارزش‌های زندگی او، اخلاق و رفتارش را نشان‌دهد، جزو هویت او می‌باشد. رفتار نامزدتان نسبت به خود، شما و بعد از ازدواج، رفتارش با فرزندان، نشان‌دهنده‌ی هویت اوست در حالی‌که شخصیت، روشی است که شخص، خودِ بیرونی‌اش را به جهان اطراف نشان‌می‌دهد؛ روشی که او، ظاهرش را بیان می‌کند.

امکان دارد هویت در ظاهر، به اندازه‌ی شخصیت، قابل رؤیت نباشد اما درواقع انعکاسی حقیقی‌تر از باطن شخص می‌باشد. اگر هویت و شخصیت را یک کیک در نظر بگیریم، «شخصیت» قسمت رویه‌ی کیک و «هویت» مواد تشکیل‌دهنده‌ی کیک می‌باشد.

 در انتخاب مرد مناسب‌تان، به دو نکته‌ی زیر توجه کنید:
- به جای‌ این‌که روی ویژگی‌های شخصیتی او تکیه کنید، هویت او را بشناسید.
- به جای این‌که هدف‌تان، پیمان زناشویی باشد، مطمئن شوید که او هویت مناسبی دارد. (به‌دنبال پیمان زناشویی بودن، چشم شما را به‌ روی هویت او می‌بندد)

 چند مشخصه‌ی هویتی که باید در مرد ایده‌آل خود جست‌وجو کنید، عبارتند از:
- تعهد نسبت به رشد و پیشرفت در انسانیت: شما نباید او را تهدید به رشد و پیشرفت کنید، بگذارید خودش این عمل را انجام دهد.

- صداقت عاطفی: یک ارتباط صمیمی، شریک بودن در همه‌چیز، به‌خصوص در احساسات است. او باید مردی باشد که احساساتش را نسبت به شما بیان کند.

- صداقت: درستی، صداقت و وفاداری، از عوامل ضروری یک رابطه‌ی سالم هستند. بدانید تا زمانی که شما به او احساس امنیت می‌دهید، با شما، خودش و دیگران صادق است.

- رشد فکری و مسؤولیت‌پذیری: از نظر فکری، رشد کرده و مسؤولیت‌پذیر باشد و آن‌چه را که می‌گوید و می‌خواهد در زندگی انجام دهد، جامه‌ی عمل بپوشاند.
- اعتمادبه‌نفس بالا: نسبت به خودش، احساس خوبی داشته باشد. از خودش و محیط زندگی‌اش به‌خوبی مراقبت کند و خودش را به‌اندازه‌ی شما دوست داشته باشد.
- نگرش مثبت نسبت به زندگی: مردی با هویت مناسب، خوبی‌های دنیا را در شما و خودش می‌بیند و هنگامی‌که شما با او هستید، احساس خوبی در مورد زندگی خواهید داشت.
شخصیت مرد مناسب‌تان، به اندازه‌ی هویت او اهمیت ندارد. علاقه به ظاهر یک مرد، مهم است اما نه این‌که تنها ظاهر را درنظر بگیرید. شما باید او را بیش‌تر به‌خاطر باطنش دوست داشته باشید.

شنبه 1388/07/11ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
هر روز با خوردن مواد غذایی و حتی نوشیدنی هایی مانند : چای و یا قهوه باعث می شوید که دندان هایتان حالت زردی را به خود گرقته و از حالت شقاقی که شما تمایل دارید خارج شود حال باید چه کاری انجام داد؟

1- کربنات سود ماده ای است که باعث سفیدی دندان های شما می شود،می توانید از این ماده شیمیایی به روی دندانهایتان استعمال کنید.این ماده را بر روی مسواک خود بزنید و به دندان هایتان بمالید البته باید دقت داشته باشید که مبادا این ماده ی را قورت دهید و در حین اینکه دندان های تان را با این ماده می شوید دهانتان را از آب پر کنید تا مبادا غلظت زیاد این ماده باعث از بین رفتن مینای دندانتان نشود. 

2-  بعضی از مواد غذایی مانند سیب و هویج باعث سفیدی دندان هایتان می شود زیرا این دو میوه دارای موادی هستند که باعث می شود رسوبی که بر روی دندان های شما قرار دارد از بین برود، و جرم روی دندان هایتان را نیز پاک می کند.

3-  مواد غذایی و نوشیدنی هایی مانند:
چای،قهوه برخی میوه هایی که دارای رنگ قرمز هستند مانند:گیلاس،تمشک و ... حالت لکه دار کردن و رسوب دندان هایتان را افزایش می دهد
پس برای اینکه این لکه های و جرم های قهوه ای و زرد رنگ بر روی دندان های تان نماند،مدتی بعد از اینکه این مواد غذایی را میل نمودید بهتر است از مسواک استفاده کنید. 

4-
اگر شما فردی سیگاری هستید این لکه های هر چه سریعتر و هر چه بیشتر بر روی دندان های تان ظاهر می شود زیرا سیگار به دلیل نیکوتین بالایی  که دارد،رسوبات بسیاری را بر روی دندان های تان به جای می گذارد. و راه حلی که برای این موضوع پیشنهاد می کنیم بدین ترتیب است که شما می توانید هر جند وقت یک بار به دندانپزشک مراجعه کنید و او دندان های شما را جرم گیری کند تا این لکه های کاملا محو شوند.

5-
 برای اینکه همیشه دندان هایتان براق بماند توصیه می کنیم که سه بار در روز مسواک بزنید و مدت زمانی که برای هر بار مسواک زدن توصیه می شود سه دقیقه است نه بیشتر که به مینای دندان آسیب برساند و نه کمتر از این مدت زمان که باعث شود دندانهای شما را به خوبی تمیز نکند.

 

واقعیت این است که دندان هیچ کس به طور کامل سفید نیست، و دندان کاملا سفید به هیچ وجه طبیعی به نظر نمی رسد. دندان های افراد به طور طبیعی و بدون آنکه دچار تغییر رنگ های محیطی شده باشند، ممکن است با سایه ها و ته رنگ های گوناگونی از زرد ، قهوه ای، خاکستری و قرمز تغییر کند. به عبارتی رنگ دندان ها ممکن است ترکیبی از سفید و ته رنگ های ذکر شده باشد.

دندان هایی سفید تر داشته باشید:

۱- حتما روزانه به مدت ۴-۵ دقیقه مسواک بزنید. پس از هز بار مسواک زدن بین دندان ها را نیز نخ بکشید. از مراجعه مرتب به دندانپزشک برای تشخیص زودهنگام و درمان پوسیدگی های کوچک و جرمگیری به موقع دندان ها نیز غافل نشوید.

۲- سیگار نکشید. هرگونه مصرف فرآورده های تنباکو، رنگ دندان های شما را تیره می کند، درست همانطور که سرنوشت سلامت بدن شما را تیره و تار می کند.

۳- برای سفید شدن دندان هایتان می توانید گاهی اوقات(و نه به طور مرتب) از خمیر دندان های سفید کننده استفاده کنید. به یاد داشته باشید این خمیر دندان ها دارای مواد ساینده هستند و استفاده مرتب از آن ها باعث حساس شدن دندان ها به غذاهای سرد و گرم و سایر تحریکات می شود. بنابراین از استفاده مداوم از خمیر دندان های سفید کننده جدا بپرهیزید.

۴- تا حد ممکن از مصرف غذاهای رنگی بپرهیزید. بعضی غذاهای رنگی عبارتند از: قهوه، چای، نوشابه، سرکه، توت فرنگی، شاتوت، تمشک، سس گوجه فرنگی. پس از هر بار مصرف مواد رنگی دهانتان را آب بکشید.

۵- از خوردن مواد بسیار داغ یا بسیار سرد بپرهیزید. زیرا این مواد با تغییرات ناگهانی دمایی روی دندان ها باعث ایجاد ترک های ریز بر روی دندان ها می شوند که همین ترک ها محل مناسبی برای گیر افتادن رنگ دانه هاست و کم کم باعث تیره شدن دندان های شما می شود.

۶- خوردن مواد اسیدی را کنار بگذارید. موادی مانند نوشابه های گاز دار یا خوراکی های بسیار ترش، روی دندان های شما خلل و فرج ایجاد می کنند که همین خلل و فرج رنگدانه ها را به خود جذب می کنند و رنگ دندان های شما را تیره تر می کنند.

شنبه 1388/07/11ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

از افاضات آقای هالو !


دوستی از دوستانم در درود
همسرش مرد و عزادارش نمود

تا عزاداری به رسم آن دیار
آبرومندانه گردد برگزار

آگهی در روزنامه درج کرد
ختم جانانه گرفت و خرج کرد

چای و قهوه ، میوه ، سیگار و گلاب
لای خرما مغز گردو بی حساب

تاق شال دست باف فومنی
تکه حلوا لای نان بستنی

منقل اسپند و عود کاشمر
شربت و شربت خوری ، قند و شکر

فرش ابریشم به نقش یا علی
قاری و مداح و میز و صندلی

ترمه و جام و قدح یک در میان
گیره ی نقره برای استکان

حجله سیصد چراغ یک تنی
رحل و سی جزء و بلن گوی سونی

بر در و دیوار خانه صد قلم
بیرق و ریسه ، کتیبه با علم

در میان مجلس و ما بین جمع
ده چراغ زنبوری ، پنجاه شمع

قاب کرده وان یکاد و چارقل
نصب کرده در میان تاج گل

باز تا شادان شود در آن جهان
روح آن مرحومه ی خلد آشیان

واعظی با فهم و دانا و بلد
کرد دعوت تا سخنرانی کند


آشنایان قدیمی هرکدام
آمدند از راه یک یک با سلام

اهل فامیل ریا کار و دغل
کاسب و همسایه و اهل محل

دوستان با وفا با تربیت
آمدند از بهر عرض تسلیت

مجلسی با احترام و با شکوه
لیک واعظ غایب و او در ستوه

گرچه رسما گشته دعوت، ممکن است
جای بهتر رفته آن معده پرست

مجلسی با آن شکوه و احترام
بی سخنرانی نمی گردد تمام

مجلس با آبرو و با وقار
بی سخنرانی بود بی اعتبار


ساعتی بی واعظ و منبر گذشت
عاقبت صاحب عزا بی تاب گشت

رفت در پس کوچه ها پیدا کند
واعظی تا مدح میت را کند

دید شیخی با عرقچین و عبا
ریش و نعلین و عصا ، شال و قبا

گفت : ای دستم به دامانت بیا
از غم و غصه رهایم کن ، رها

مجلس ختمی است وعظی مختصر
پول بستان ، آبرویم را بخر

شیخ از هول حلیم روغنی
رفت با سر توی دیگ ده منی

آمد و شد در عزایش نوحه خوان
طبق عادت هی چاخان پشت چاخان

بی خبر کان مرده زن بوده نه مرد
رفت بر منبر سخن آغاز کرد :


او بری بود از بدی و هرزگی
می شناسم من ورا از بچگی

من خودم او را بزرگش کرده ام
کودکی بود و سترگش کرده ام

من نمی گویم چرا رنجور بود
رازها در بین ما مستور بود

وه چه شب های درازی را که من
صبح کردم با وی اندر انجمن

مجلس آرای و سخن پرداز بود
با همه اهل محل دمساز بود

ما دو جسم و لیک یک جان بوده ایم
مست و مدهوش و غزلخوان بوده ایم

او نه تنها بر منش ایثار بود
مطمئنم با شما هم یار بود

ما به او احساس دیرین داشتیم
خاطرات تلخ و شیرین داشتیم

آتشی در این هوای سرد بود
جمله مردان را دوای درد بود

نازنینی رفته است از بین ما
از کجای او بگویم با شما

هر شب جمعه بداد از پیش و پس
بر گدایان نان و خرما و عدس

یاد باد آن شب که خود را باختم
دست را در گردنش انداختم

زیر گوشش نرم کردم زمزمه
درد دل گفتم به او یک عالمه

سر به زانویش نهاده سوختم
چشم در چشمان شوخش دوختم

دست خود را بر سر و گوشم و کشید
از سر رأفت در آغوشم کشید


تا رسید این جا سخن صاحب عزا
بر سر او کوفت با چوب عصا

کی همه نفرین و عصیان و گناه
با عیال خویش کردی اشتباه ؟

تو چه سرّی با زن ما داشتی
دختر سعدی ورا پنداشتی؟

تو نپرسیدی ز قبل گفتگو
زن بود لیلی و یا مرد ای عمو ؟


گفت و گفت و گفت تا بی هوش شد
کف به لب آورده و خاموش شد

جمع گشته گرد او پیر و جوان
آن به این دستور می داد این به آن

آی قنداق آورید و چای داغ
دیگری می گفت : گِل زیر دماغ

این یکی می شست رویش را به آب
آن یکی می گشت دنبال گلاب

این وری نبضش گرفته می شمرد
آن وری بین دو کتفش می فشرد

دکمه های پیرهن را کرده باز
سوی قبله کرده پاها را دراز

ذره ای تربت بمالیدش به کام
باد می زد دیگری او را مدام

مؤمنی دستان خود برده به جیب
زیر لب می خواند هی امّن یجیب

پیرمردی گفت : این آشوب چیست
این بابا جنی شده چیزیش نیست

ورد خواند و فوت کرد و ذکر گفت
من هشل لف لِف تـــُلــُف هوها هلفت

تا طلسم آن ننه مرده شکست
هر دو چشمش وا شد و پا شد نشست

لب گشود و در سخن شد کم کَمَک
گفت : کو آشیخ ؟ ای مردم کمک

با طنابی سفت بندیدش به هم
تا حق او را کف دستش نهم

لیک جا تر بچه چون مرغی پرید
شاه بیت ماجرا را بشنوید:

شیخ کز این ماجرا آزرده بود
میکروفن را با بلن گو برده بود

شنبه 1388/07/11ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
شادی را علت باش ، نه شریک ... و غم را شریک باش ، نه دلیل
زرتشت


تخیل از علم مهم تر است، علم محدود است اما تخیل عالم را فرا می گیرد
آلبرت اینشتین


انسان شکست نمی خورد بلکه دست از تلاش بر میدارد.
ارنست همینگوی


کسی که فکر نمی کند به ندرت دم فرو می بندد
ایزاک نیوتن



اين شماييد که به مردم مي آموزيد که چگونه با شما رفتار کنند.
وين داير


براي داشتن چيزي كه تا به حال نداشتي
كسي باش كه تا به حال نبودي


طلا را به وسيله آتش......زن را به وسيله طلا ........و مرد را به وسيله زن امتحان کنيد.
فيثاغورث




براي اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و براي اداره کردن ديگران از قلبت


دو چيز انتها ندارد. حماقت انسانها و پهنه‌‌ي کهکشنها. که البته در مورد کهکشنها مطمئن نيستم!
آلبرت انشتين


راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي
هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم!

راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي!
عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم . . .

پنجشنبه 1388/07/02ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
هر پسر و دختری که پا به دوران جوانی می‏گذارد، بزرگترین آرزویش ازدواج و ایجاد کانون گرم و پر مهر خانواده است، تا یار و مونس و محرم راز پیدا کند و از نعمت زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بهره‏مند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سایه زندگی مشترک جستجو می‏کنند. چنین میلی بطور طبیعی و فطری در انسانها وجود دارد و نمی‏توان از آن صرف نظر کرد. اما ازدواج مراحلی دارد که اولین جلسۀ خواستگاری یکی از آنهاست.در صورتی که قصد دارید به خواستگاری بروید به این نکات توجه داشته باشید.اما پیش از آن به این سخنان پیامبر(ص) توجه کنید که فرمودند: “هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی‏اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می‏کند.”.

پسرها به خواستگاری بروند

“به عقیده ویلیام جیمز فیلسوف معروف امریکایی،حیا و خودداری ظریفانه زن‏غریزه نیست‏بلکه دختران حوا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترامشان به این‏است که به دنبال مردان نروند،خود را مبتذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه‏ دارند؛ زنان این درسها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند و اختصاص به جنس بشر ندارد، حیوانات دیگر نیز همین طورند؛ همواره این‏ مأموریت‏ به جنس نر داده شده است که خود را دلباخته و نیازمند به جنس ماده نشان ‏بدهد. مأموریتی که به جنس ماده داده شده این است که با پرداختن به زیبایی و لطف و با خودداری و استغناء ظریفانه، دل جنس خشن را هرچه بیشتر شکار کند و او را از مجرای حساس قلب خودش و به اراده و اختیار خودش در خدمت‏ خود بگمارد.
خلاف احترام زن است که به دنبال مرد بدود. برای مرد قابل تحمل است‏که از زنی خواستگاری کند و جواب رد بشنود و آنگاه از زن دیگری خواستگاری کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنی رضایت ‏خود را به همسری با او اعلام کند، اما برای‏زن که می‏خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر درآورد تا بر سراسر وجود او حکومت کند، قابل تحمل و موافق غریزه نیست که مردی را به ‏همسری خود دعوت کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگری برود.”

ظاهر آراسته مهم است

زمانی که به خواستگاری میروید و یا از شما خواستگاری میشود، زیباترین لباسهایتان را به تن کنید و پوششی شیک و مناسب داشته باشید. اولین دیدارها همیشه در اذهان باقی میمانند. عدهای با لباسهای نامناسب و نه چندان تمیز به خواستگاری میروند و تصورشان این است که این شخص باید وضعیت زندگی مرا بداند در صورتی که این وضعیت خاطره خوشی به جا نمیگذارد. در تمام طول مراسم خواستگاری متانت و وقار باید از ناحیه هر دو خانواده مراعات شود و رفتارهای نامناسب ذهنیتهای بدی را رقم میزنند.

صداقت داشته باشید

هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانید دیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید.در هنگام صحبت کردن با فرد مورد نظر در اولین جلسه بنا را بر صداقت و یکرنگی بگذارید و متعهد شوید که آنچه می گوئید کاملاً از سر صدق و صفا باشد و به این تعهد خود نیز پای بند شوید.

خواستگاری، محرمانه باشد

مراسم خواستگاری اولیه، در حد ممکن، باید خصوصی و محرمانه باشد؛ بدین معنی که غیر از دو خانوادة پسر و دختر، افراد دیگری، نباید از موضوع خواستگاری مطلع شوند و به قول معروف، بهتر است از ابتدا قضیة خواستگاری را جار نزنند و بر سر زبانها نیندازند؛ تا اگر - به هر دلیلی - توافقی حاصل نشد، یا طرفین همدیگر را نپسندیدند و ازدواج پا نگرفت، افراد به گمانه زدنهای بیمورد و بیدلیل نپردازند؛ زیرا گاهی با مطرح شدن احتمالات بیاساس و غیرواقعی و تهمت زدنهای مختلف، زمینة کاهش اعتبار فردی و خانوادگی یکی از دو طرف به وجود میآید و باعث لطمه زدن به آبروی اجتماعی افراد و خانوادهها میشود؛ مثلاً میگویند: لابد در دختر یا پسر عیبی بوده که او را نپسندیدهاند و ازدواج سر نگرفته است و با تبدیل کردن کاه به کوه و بزرگنمایی موضوعی فرعی آینده یکی از دو طرف را خراب میکنند و چه بسا شایعهسازیهای دیگری را به دنبال داشته باشد و زمینة توافقهای موارد بعدی را نیز از بین ببرد و به طور کلی، به اعتبار و آبروی حداقل یکی از دو خانواده، لطمه وارد میشود.هنگام خواستگاری فقط پدر و مادر و پسر با هم بروند ( یا جایگزین پدر و مادر و قیم پسر اینکار را در غیاب والدین انجام می دهند.)

شتابزده نباشید

دخترباید آرام و با طمأنینه راه برود و آرام صحبت کند و مقدار کم میوه یا شیرینی بخورد و تعجیلی نداشته باشد. عجله عروس و خانواده اش علامت علاقه به راحت شدن از وضع فعلی و صورت گرفتن ازدواج است و علامت بسیار بدی است و داماد سالم در همین جا می تواند رابطه را قطع کند!
اولین دیدار معمولاً رسمی است. بایستی اولین دیدار را با توفیق و دقت بیشتری پشت سر گذاشت.
در جلسه اول خواستگاری درباره ی عقد، مهریه، مسائل اقتصادی و مادی هیچ صحبتی نمی شود و بسیار خوب است که محیط صمیمی باشد البته این بدان معنا نیست که با گذاشتن موزیک سعی در شاد جلوه دادن خودتان داشته باشید.بلکه جلسه در آرامش برگزار شود بهتر است.زمان جلسه اول بیشتر از یک ساعت نباید طول بکشد.
بعد از یک هفته خانوادۀ دختر میبایست تلفنی به خانواده پسر اطلاع دهند. اگر جواب مثبت باشد که قرار بعدی برای صحبتهای بیشتر گذاشته می شود .در غیر این صورت زیاد اصرار نکنید. البته کمی اصرار ارزشش را دارد ولی ازحد که بگذرد از نظر روحی تاثیر بدی به همراه خواهد داشت.

 
دوشنبه 1388/06/23ساعت 1:26 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
1‌) خود را بشناسید: امروزه پیشنهاد سقراط كه در قرن پنجم قبل از میلاد در آن متنی بر خودشناسی ارائه شد به قوت خود پا برجاست.‌ اهداف، احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه، خواه از طریق اندیشیدن و تفكر. سعی نمایید بعضی از راه‌هایی كه باعث شناخت شما از خودتان و اینكه چه چیزهایی شما را خوشحال می‌كند، پیدا كنید.‌ چنانچه به این توصیه عمل كنید، بهتر قادر به كنترل زندگی و مشكلات پیش روی خود خواهید بود.‌

‌ 2) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید:
‌ ممكن است سخت به نظر برسد اما سعی كنید رفتارتان گویای این باشد كه از خودتان مواظبت می‌كنید.‌ حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می‌كنید، برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما، متاثر از رفتار و پوشش شماست. ‌بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.‌

3) بیش از حد توانتان كار نكنید:
همه ما با سخت كوشی، خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است كه تعادل را در زندگی حفظ كنیم.‌ معمولا آن چه از نظر مالی دنبال می‌كنیم با آن چه كه تحقق می‌یابد یكسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهم‌تر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است، بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری كنید. سعی كنید برقراری تعادل را از كسی كه بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد كرده، بیاموزید یا اینكه با خانواده یا دوستانتان راجع به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت كنید.‌

4) از افراد منفی دوری كنید:
از ارتباط مسموم كه در شما احساس ناراحتی، عصبانیت یا ناامنی ایجاد می‌كند، اجتناب كنید. ممكن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باكسانی كه برای شما افسردگی به ارمغان می‌آورند به حداقل برسانید؛ كسانی كه اكثرا محبت‌های دریافتی را بدون پاسخ می‌گذارند و یا كسانی كه دائما از شما انتقاد می‌كنند.‌ صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید كه میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباط مثبت و خوشبینانه است. اگر كسانی شما را تحت فشار روانی قرار می‌دهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند.‌

‌ 5) مثبت فكر كنید:
سعی كنید از حداكثر توانایی هایتان استفاده كنید و به قدرت خویش اتكا نمایید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن كلاس‌ها توسعه دهید.‌علایق جدید را امتحان كنید و شكست هایتان را به كار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شكست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شكست شان نشده اند.‌اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.‌

6) ورزش ورزش ورزش:
یك رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه اعم از اینكه پیاده روی آرام باشد یا كار بیرون، فشار و اضطراب را تخفیف می‌دهد و روحیه را شاداب نگه می‌دارد.‌ ورزش و تمرینات بدنی، افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سركوب شده ذهن را ترقی می‌دهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی می‌شود. برای اشخاص متفاوت، ورزش‌های مناسب آنها وجود دارد. تمرینات كششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد؛ برای مثال نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی مفید می‌باشد.

‌ 7) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذرانید:
لذت از جمع دوستان و تنهایی، دو بخش از زندگی هستند كه برای تقویت روحیه بسیار مهم می‌باشند. به عنوان مثال، علاوه بر گذراندن دقایقی در حمام، گوش دادن به موسیقی یا بیرون رفتن از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت، زمانی را هم برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف كنید. ‌چنانچه این امر را سخت یافتید، ممكن است با توسل به اجتماع از مشاركت در موضوعات مهم دوری كنید.‌

8) به دیگران كمك كنید و اجازه دهید دیگران هم به شما كمك كنند‌:
وقتی مشكلاتتان طاقت فرسا به نظر می‌رسند، نشان دهید كه كمك دیگران می‌تواند اضطراب و دلواپسی شما را برطرف كند، بنابراین مشكلاتتان را كاملا در منظر دیگران قرار دهید. كمك بلاعوض در مسائل اجتماعی یا كمك به دوستان نیز می‌تواند به سود شما تمام شود. ‌اگر در مقابل كمكی كه دریافت كرده‌اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده‌اید كه شریك اوقات خوش شما و مددكاران زمان تنگی و سختی تان می‌باشند.‌

9‌) ارتباط و مراودات:
با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت، احساساتتان را به خانواده و دوستان بیان كنید و با دقت كامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری كه ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا كه این فشار، انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون كوشش و تلاشی شمارا خواهند ناخت.‌ عصبانیتی را كه باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما می‌شود، كنترل كنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند.‌

10) موقع احتیاج، كمك بطلبید:
افرادی را پیدا كنید كه هنگام بروز مشكلات بتوانید با آنها مشورت كنید. چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده، مشكلات‌تان همچنان طاقت فرسا جلوه می‌نماید و احساس عدم آرامش می‌كنید، با مشاورینی صحبت كنید كه خواهان كمك و یاری به شما هستند. اگر احساس عدم امنیت، نگرانی یا ناراحتی و پریشانی می‌كنید فورا از یك مشاور متخصص كمك بطلبید.
شنبه 1388/06/21ساعت 2:15 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
۱- آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همه‌ي انسان‌ها برابرند. (مارتين لوتر‌كينگ)

2- بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانو‌هايت زندگي كني. (رودي)

3- قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ برويد. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)

4- بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و درانسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)

5- عمر آنقدر كوتاه است كه نمي‌ارزد آدم حقير و كوچك بماند. (ديزرائيلي)

6- چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)

7- به نتيجه رسيدن امور مهم ، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. (چارديني)
8- آنكه خود را به امور كوچك سرگرم مي‌كند چه بسا كه تواناي كاهاي بزرگ را ندارد. (لاروشفوكو)

9- اگر طالب زندگي سالم و بالندگي‌رو مي باشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. (اسكات پك)

10- زندگي بسيار مسحور كننده است فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست. (دوما)

11- دوست داشتن انسان‌ها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. (اسكات پك)

12- عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. (اسكات پك)

13- ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيموده‌ايم مي‌توانيم هدايت كنيم. (اسكات پك)

14- جهان هر كس به اندازه ي وسعت فكر اوست. (محمد حجازي)

15- هنر كليد فهم زندگي است. (اسكار وايله)

16- تغيير دهنرگان اثر گذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان شنا مي‌كنند. (والترنيس)

17- اگر زيبايي را آواز سر دهي ، حتي در تنهايي بيابان ، گوش شنوا خواهي يافت. (خليل جبران)

18- روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. (اسكات پك)

19- در جستجوي نور باش، نور را مي‌يابي. (آرنت)

20- براي آنكه كاري امكان‌پذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. (يونك)

21- شب آنگاه زيباست كه نور را باور داشته باشيم. (دوروستان)

22- آدمي ساخته‌ي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي‌انديشيده است. (مترلينگ)

23- اگر دريچه هاي ادراك شسته بودند،انسان همه‌ چيز را همان گونه كه هست مي‌ديد:بي‌انتها. (بليك)

24- برده يك ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادي كه به او كمك مي‌كنند. (بردير فرانسوي)

25- هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلين)

26- نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلكه فقط بايد سعي كني خسته آور نباشي. (هيلزهام)

27- هر قدر به طبيعت نزديك شوي ، زندگاني شايسته تري را پيدا مي‌كني. (نيما يوشيج)

28- اگر زماني دراز به اعماق نگاه كني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مي‌اندازند. (نيچه)

29- زيبائي در فرا رفتن از روزمره‌گي‌هاست. (ورنر هفته)

30- براي كسي كه شگفت‌زده‌ي خود نيست معجزه‌اي وجود ندارد. (اشنباخ)

31- تفكر در باب خوشبختي ، عشق ، آزادي ، عدالت ، خوبي و بدي، تفكر درباره‌ي پرسش‌هايي كه بنياد هستي ما را دگرگون مي‌كند. (ادگارمون)

32- «عقلانيت باز» آن عقلانيتي است كه فراموش نمي‌كند كه «يكي» در «چند» است و «چند» در «يكي». (ادگارمون)

33- آرامش،زن دل‌انگيزي است كه در نزديكي دانايي منزل دارد. (اپيكارموس)

34- هيچ چيزدر زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست. (باخ‌من)

35- تنها آرامش و سكوت سرچشمه‌ي نيروي لايزال است. (داستايوفسكي)

36- با عشق،زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق.

37- علت هر شكستي،عمل كردن بدون فكر است. (الكس‌مكنزي)
38- من تنها يك چيز مي‌دانم و آن اينكه هيچ نمي‌دانم. (سقراط)

39- دانستن كافي نيست،بايد به دانسته ي خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)

40- تپه‌اي وجود ندارد كه داراي سراشيبي نباشد! (ضرب‌المثل ولزي)

41- خداوند،روي خطوط كج و معوج، راست و مستقيم مي‌نويسد. (برزيلي)

42- تو ارباب سخناني هستي كه نگفته‌اي،ولي حرفهايي كه زده‌اي ارباب تو هستند. (ضرب‌المثل تازي)

43- تا زمانيكه امروز مبدل به فردا شود انسان‌ها از سعادتي كه در اين دم نهفته است غافل خواهند بود. (ضرب‌المثل چيني)

44- بهتر است ثروتمند زندگي كنيم تا اينكه ثروتمند بميريم. (جانسون)

45- اگر مي‌بيني كسي به روي تو لبند نمي‌زند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. (ديل كارنگي)

46- شيريني يكبار پيروزي به تلخي صد بار شكست مي‌ارزد. (سقراط)

48- ضعيف‌الاراده كسي است كه با هر شكستي بينش او نيز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)

40- به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستي يك شمع روشن كن. (ضرب‌المثل چيني)

50- براي اينكه بزرگ باشي نخست كوچك باش. (ضرب‌المثل هندي)

51- براي اينكه پيش روي قاضي نايستي، پشت سر قانون راه برو. (ضرب‌المثل انگليسي)

52- به كارهاي زشت عادت مكن زيرا ترك آن دشوار است. (ضرب‌المثل فارسي)

53- مانند علما بنويس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضرب‌المثل هندي)

54- بزرگترين عيب براي دنيا همين بس كه بي‌وفاست.(حضرت علي عليه‌السلام)

شنبه 1388/06/21ساعت 2:12 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
فرادي كه از قد بلندي برخوردارند، نبايد از لباسهايي بهره گيرند كه قامت ايشان را كشيده تر نشان دهد ،بلكه بايد از لباس هائي راه راه وداراي خطوطي به صورت افقي استفاده كنند، و بالعكس افرادي كه از قد و قامت كوتاه تري بر خوردارهستند،بايد براي بلندتر نشان دادن قامت از لباس هائي داراي خطوط و نقوش راه راه و عمودي استفاده نمايند .

 

پوشيدن لباس هائي كه خطوط آن به صورت افقي است كوتاهي قامت ايشان را كوتاهتر جلوه خواهداد .


پوشيدن لباس هائي به رنگ هاي تيره اندام را باريكتر و رنگ هاي روشن باعث چاقتر نشان دادن مي شود . به هنگام خريد بايد به اين نكته توجه داشت كه لباس را حتما به اندازه ســايز خود تهيه كنيد ، لباس خيلي تنگ يا خيلي گشاد عيوب اندام را نمي پوشانند بلكه چاقي را بيشتر در معرض نمايش مي گذارند ، براي لاغر نشان دادن اگر از لباس هاي يك رنگ استفاده كنيد بهتر است .

 


طرح هاي شلوغ با رنگ آميزي هاي تند اصلا مناسب افراد چاق نيست . خانم هاي چاق به جاي استفاده از لباس هاي چــين دار و پليــسه اي كه اندامشان را بزرگتر نشان مي دهد از پيراهن هائي كه مدل ترك و راسته و بلند است با يقه هفت كه گردن را كشيده تر نشان مي دهد استفاده نمايند . بلند بودن بيش از اندازه شلوار فقط باعث مي شود كوتاهي قــد بيشتر به چشم بيايد. لباس هائي با بافت يا پارچه هاي ضخيم موجب مي شود فرد تنــومــند تر به نظر آيد.

 


آقایانی که شکم بزرگی دارند نباید از کتهای کمر باریک و یا هر پوششی که باعث برآمده شدن شکم میشود، استفاده کنند. این افراد نباید کمریند خود را روی شکمشان ببندند همانند افراد لاغر اندام، نباید لباسهایی با پارچه براق و رنگ روشن بپوشند. در مقابل باید سعی کنند که از لباسهای تیره رنگ با جنس کتان یا لنین و شلوارهایی که دقیقا روی کمر قرار میگیرند، استفاده کنند.اگر شلوار و جلیقه انها همرنگ باشد، بهتراست دکمه دارد.

 


داشتن ظاهری خوب در محل کار و در اجتماع اهمیت زیادی دارد ، هميشه پيش از خارج شدن از منزل جلوي يك آيينه بايستيد وچند ثانيه اي را به نگاه كردن دقيق به ظاهر خود كنيد تا ببينيد آيا نقصي را مشاهده مي كنيد ؟ سعي كنيد در كنــار همه اين ترفند ها اگر داراي اضافه وزن هستيد ، از همين امروز شـــروع كنـــيد و با پيروي از دستور پزشك تغذيه و ورزش، تناسب اندام را به خود هـــديه كنـــيد. آن وقت مي بينيد كه در انتخاب لباس كمتـــر دچار مـــشكل مي شويد.

شنبه 1388/06/21ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
نتایج دو پژوهش جدید حاکی از آن است که بهره گرفتن از خواب کافی ممکن است از ابتلا به دیابت جلوگیری کرده و مرگ را به تاخیر بیاندازد.


محققان توصیه می کنند افراد باید به طور منظم از 7 تا 8 ساعت خواب شبانه برخوردار شوند. در این جا نگاهی گذرا به پژوهش هایی انداخته شده است که در آخرین شماره ژورنال خواب منتشر شده اند.


خواب و میزان مرگ و میر


نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که میزان مرگ و میر در افرادی که بسیار زیاد یا بسیار کم می خوابیدند افزایش می یافت. این پژوهش در برگیرنده 10300 نفر از کارمندان بریتانیایی بود که به مدت 12 تا 17 سال مورد پیگیری و ارزیابی قرار گرفتند. کارمندان در آغاز و میانه آزمایش مورد بررسی قرار گرفته و پرسش نامه عمومی در مورد سلامت خویش را که شامل تعدادساعت های معمول خواب شبانه نیز بود تکمیل کردند. در طول این پژوهش میزان مرگ و میر برای گروه های زیر بیشتر بود:

 


· افرادی که به طور مداوم کمتر از5 ساعت از خواب شبانه بهره می بردند.


· افرادی که به طور پیوسته بیشتر از 9 ساعت در شب می خوابیدند.


· افرادی که در ابتدا از 6 تا 8 ساعت خواب بهره برده و سپس تعداد ساعت های خواب شبانه خود را کاهش دادند.


· افرادی که در ابتدا 7 تا 8 ساعت می خوابیدند ولی پس از آن ساعات بیشتری را به خواب شبانه اختصاص دادند.

 


عواملی هم چون سن، سیگار کشیدن و BMI ( ایندکس توده بدنی که با قد و وزن افراد مرتبط است) تاثیری بر روی نتایج آزمایش نداشت. محققان بیان می کنند:« یافته های ما حاکی از آن است که به منظور جلوگیری از مرگ و میر زودرس بهره گیری از 7 یا 8 ساعت خواب شبانه بهترین حالت ممکن برای سلامت فرد است.»


خواب و دیابت


پژوهش دوم نشان می دهد زیاد خوابیدن یا کم خوابیدن احتمالاً باعث ایجاد دیابت می شود. داده های این آزمایش در نتیجه بررسی تقریباً 9000 فرد بزرگسال در ایالات متحده آمریکا به دست آمده است. در آغاز این پژوهش هیچ یک از شرکت کنندگان به بیماری دیابت مبتلا نبودند ولی با گذشت 10 سال، 430 نفر آن ها به بیماری دیابت مبتلا شدند.

 


ابتلا به دیابت در میان افرادی گزارش شد که در شب کمتر از 5 ساعت یا بیشتر از 9 ساعت می خوابیدند. خوابیدن بیشتر از 9 ساعت یا کمتر از 5 ساعت نسبت به 7 ساعت خواب شبانه، میزان ابتلا به دیابت را تا حدود 50 درصد افزایش می داد.

 


این الگوها از سایر عوامل خطرساز ابتلا به دیابت تاثیر نمی پذیرفتند. کم خوابیدن ممکن است مانع از عملکرد بدن در اداره گلوکز شود و زیاد خوابیدن نیز ممکن است یکی از نشانه های دیگر مشکلات سلامتی باشد.

 


بر اساس نظر محققان هر دوی این پژوهش ها بر مبنای مشاهده فرد آزمایش شونده قرار داشته و به اثبات دلایل و تاثیرات ایجاد شده نمی پردازند. محققان می گویند آن ها فاکتورهای زیادی را مورد ارزیابی قرار دادند اما همیشه این احتمال وجود دارد که یک سری فاکتورهای تاثیرگذار نادیده گرفته شوند.

شنبه 1388/06/21ساعت 2:5 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
امروز می خواهیم یک نکته بسیار ساده درمورد اعتماد به نفس برایتان عنوان کنیم که نه تنها روی اعتماد به نفس درونی شما تاثیر می گذارد، بلکه باعث می شود بقیه هم شما را فردی با اعتماد به نفس بیشتر ببینند. این تغییر کوچک در رفتارتان اگر بطور مداوم مورد استفاده قرار گیرد، تاثیر شگرفی روی زندگیتان خواهد گذاشت، گرچه ساده ترین نکته ای است که بتوانید تصور کنید:

چانه تان را بالا بگیرید.

حالا برای لحظه ای از جلوی آینه کنار بروید و ژستتان را طوری تنظیم کنید که چانه تان خیلی بالاتر از حد نرمال قرار گیرد. درواقع، چانه تان را آنقدر بالا بگیرید که باعث شود کمی ژستتان ناشیانه به نظر برسد (بعداً برایتان توضیح می دهم که چرا چنین حسی دارید). حالا بروید و جلوی آینه بایستید و خودتان را با این ژست جدید برانداز کنید.

ببینید که چقدر آن کسی که در آینه می بینید با اعتماد به نفس به نظر می رسد. مطمئناً این ژست با ژست قبلیتان تفاوت زیادی دارد، درست است؟

وقتی اعتماد به نفس نداشته باشیم ناخودآگاه چانه مان را کمی پایین تر از حد نرمال می گیریم. این کار بعد از مدتی شکل عادت به خود می گیرد و ژست طبیعی صورتمان می شود. به خاطر این عادت است که وقتی برای بار اول چانه تان را خیلی بالا نگه می دارید احساس ناشی بودن بهتان دست می دهد. اما دلیل آن فقط این است که به آن عادت ندارید، همین.

بالا نگه داشت چانه دو تاثیر خیلی قوی دارد:

1. به دیگران نشان می دهد که اعتماد به نفس بالایی دارید و برای خودتان احترام زیادی قائلید. اما چطور یک بالا نگه داشتن ساده چانه چنین تصوری در اطرافیان ایجاد می کند؟ داستان آن دراز است اما بیشتر به خاطر سمبل هایی است که ما بعنوان برخی انواع رفتار و شخصیت در ذهنمان داریم. نکته آخر این است که همه آنهایی که اعتماد به نفس بالایی دارند، چانه هایشان را بالا می گیرند. و این هیچ استثنایی ندارد.

از طرف دیگر، پایین انداختن چانه همیشه نشانه بارز پایین بودن اعتماد به نفس است. و این ژست نه تنها به دیگران نشان می دهد که اعتماد به نفس پایینی دارید، به ذهن ناخودآگاه خودتان هم این پیام را می رساند و باعث می شود که اعتماد به نفسمان حتی پایینتر هم بیاید.

2. بالا نگه داشتن چانه باعث می شود احساس اعتماد به نفس بیشتری کنید. این یک مفهوم روانشناسی از مکتب رفتارگرایی است. این یک واقعیت شناخته شده روانشناسی است که برخی رفتارهای فیزیکی تولیدات شیمیایی درون مغز را تغییر می دهند. صاف ایستادن و بالا نگه داشتن چانه دقیقاً چنین رفتاری است و با چنین ژستی از درون احساس اعتماد به نفس بالاتری خواهید کرد.

تاثیر دوگانه این ژست آنرا به یکی از ساده ترین راه ها برای ایجاد اعتماد به نفس درونی و بیرونی تبدیل می کند. مشخص است که این دو تاثیر از همدیگر هم تغذیه می کنند و باعث می شود اعتماد به نفس شما بالا و بالاتر رود.

مهمترین چیزی که باید درمورد این ژست به یاد داشته باشید این است که هر روز آن را انجام دهید. تداوم کلید کار است. حتی وقتی تنها هستید اینکار را تمرین کنید.

و اما یک هشدار: دفعات اولی که با این ژست (یعنی صاف ایستادن و چانه را بالا گرفتن) در مجامع عمومی ظاهر می شوید ممکن است کمی احساس ناشی گری و خامی به شما دست دهد—انگار می خواهید خودتان را طوری وانمود کنید که نیستید. این مسئله باعث می شود که احتمالاً اعتماد به نفستان از زمان عادی هم پایینتر بیاید. اما نگران نباشید: این مسئله کاملاً متداول است و برای همه ما پیش می آید.

باید به راهتان ادامه دهید و بپذیرید که زمان می برد تا با این ژست جدیدتان خو بگیرید و باید درک کنید که ممکن است اول کار کمی برایتان سخت باشد. اما بدانید که این سختی و ناراحتی خیلی زود وقتی این ژست جدید برایتان شکل عادت درآمد برطرف می شود.

نکات بیشتر در رابطه با اعتماد به نفس

اعتماد به نفس پایین یکی از مخرب ترین عادات و قالب های فکری است که کسی می تواند داشته باشد. هرچقدر خودتان و توانایی هایتان را برای رسیدن به اهداف مختلف در زندگیتان پایینتر ببینید، متقاعد کردن دیگران برای خلاف آن سخت تر خواهد بود.

یکی از مهمترین و اصلی ترین ویژگی های یک فرد برای داشتن یک زندگی خوب و شاد این است که خود را بالا ببیند و به توانایی های خود برای رسیدن به بزرگترین دستاوردها ایمان داشته باشد.

هرچقدر بیشتر بتوانید خودتان را فردی ببینید که مهارت ها و ویژگی های لازم برای رسیدن به آرزوها و اهداف زندگی خود را دارد، دیگران هم بیشتر شما را آنطور می بینند. و این می تواند فرصت های زیادی برای خودتان و آینده تان پیش رویتان قرار دهد.

در زیر به چند نکته برای کمک به بالا بردن اعتماد به نفستان اشاره می کنیم:

1. به زمان هایی در گذشته فکر کنید که به خیلی از اهدافتان رسیده بودید. احساسی که آنزمان داشتید را به یاد آورید و همان لذت و رضایت را دوباره تجربه کنید.

2. از منطقه امنتان بیرون بیایید. گاهی اوقات یک کمی که خودتان را هل بدهید باعث می شود آزادی بیشتری احساس کنید و این می تواند کمکتان کند که اعتماد به نفس بیشتری در قسمت هایی که قبلاً نداشتید به دست آورید.

3. خودتان را تحسین کنید. اکثر افراد به اندازه کافی از خودشان تعریف و تمجید نمی کنند. هرچقدر بیشتر خودتان اینکار را بکنید، دیگران هم بیشتر تحسینتان می کنند.

از این سه نکته استفاده کنید  و اجازه بدهید که حس اعتماد به نفس بالاتری را تجربه کنید. بدانید که شایسته تحسین هستید، لایق آن اعتماد به نفسید و موقعیت های عالی همه جا منتظر شماست.

پنجشنبه 1388/06/19ساعت 9:21 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلممان را می گیریم، یا کار پیدا میکنیم یا وارد دانشگاه می شویم و بعد یک روز آن کسی که می خواهیم را برای زندگیمان پیدا می کنیم. اما این روزها افراد خیلی دیرتر ازدواج می کنند و قبل ازاینکه "بله" را سر سفره عقد بگویند مکث طولانی تری دارند. در جوامع غربی تحقیقات گزارش می کند که از سال 2001، تعداد کسانی که ازدواج می کنند هر ساله رو به کاهش است. در سال 1970، 72 درصد از جمعیت متاهل بودند ولی این رقم امروز به 50 درصد رسیده است. همچنین، درصد افرادی که طلاق گرفته اند شدیداً رو به افزایش است. مشخص است که همه این اطلاعات باعث می شود افراد قبل از ازدواج بیشتر و عمیقتر به این اقدام خود فکر کنند. سوال این است که در این روزگاری که هیچ چیز دائمی و بادوام به نظر نمی رسد، آیا باید ازدواج کرد یا خیر؟

بدون شک عامل دیگر در کاهش آمار ازدواج تاثیر طلاق بر ذهن نوجوانان و جوانان است. خیلی از آنهایی که به ازدواج فکر می کنند خود فزندان طلاق هستند. این مسئله آنها را در برابر رفتن زیر بار تعهدات ازدواج مقاومتر می کند. از 82 درصد از زوج های متاهلی که تا پنجمین سالگرد ازدواجشان زندگی مشترکشان ادامه پیدا میکند، فقط نیمی آن را به 10 سال می رسانند. با گذشت زمان، احتمال با دوام ماندن ازدواج ها کمتر و کمتر می شود. تعداد بالای شکست های ازدواج باعث می شود مردم بیشتر به مسئله ازدواج کردن یا نکردن فکر کنند.

اکثر مردم می فهمند که اول آشنایی همیشه سرشار از عشق و محبت است. اول همه رابطه ها همه چیز خوب است. سکس خوب است، همراهی و همدلی دو نفر با هم خوب است، و مقدار کمتر تعهدات مشترک زندگی را برایشان ساده تر می کند. زندگی کردن در خانه های جدا به هر دو طرف آزادی بیشتری داده و نگرانی ها معمولاً کمتر است. چیز زیادی برای نگرانی وجود ندارد. وقتی رابطه برهم می خورد، چیزهایی مثل بچه، مشکلات مالی و قضاوت های جامعه وجود ندارد که دو طرف را نگران کند و بیشتر افراد می توانند راحت از این مشکلات بگذرند. قبل از اینکه رابطه دو طرف قانونی شود، بر هم زدن رابطه کار سختی به نظر نمی رسد. سالیان سال است که به مردها و زن ها درمورد ازدواج و تعهدات آن هشدار می دهند. سکس بین دو طرف محو می شود، زن خانه مدام غرغر می کند، مرد به فردی تنبل تبدیل می شود که جز دستور دادن و خوردن کار دیگری در خانه نمی کند و خیلی چیزهای دیگر. اینجاست که می گویند، سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند.

بعد از گذشت یک زمان مشخص می فهمید که قدم بعدی در رابطه تان این است که ازدواج کنید.  معمولاً فقط یکی از دو طرف میل به ازدواج دارد و طرف دیگر به همان وضعیت راضی است. اما به خاطر ترس از دست دادن رابطه، دو نفر با هم ازدواج می کنند. اما مدت زمان کمی بعد از ازدواج است که همه چیز خسته کننده و تکراری می شود. تعداد کمی از افراد از قبل پیشبینی می کردند که به چنین نقطه ای برسند. بعد از اینکه آنچه که باید گفته شود، گفته می شود و آنچه باید انجام داده شود، انجام داده می شود، زن و شوهر هر شب از سر عادت در اتاق نشیمن می نشینند و تلویزیون تماشا می کنند، هر روز همان کارهای مشابه و تکراری را انجام می دهند و زندگیشان کاملاً یکنواخت می شود. این مسئله باعث می شود متوجه شوید که خیلی چیزها درمورد همسرتان هست که دوست ندارید و آزارتان می دهد. متاسفانه، دیگر خیلی دیر شده است. دیگر ازدواج کرده اید و باید با آن کنار بیایید.

یک روی سکه می گوید چون نمی توانید اوضاع را تغییر دهید به این معنی نیست که اوضاع بد است. در زندگی دوره های تغییر مختلفی وجود دارد و وقتی ازدواج می کنیم، همراه با همسرمان این تغییر را تجربه میکنیم. گاهی اوقات یکی از دو طرف جلوتر از آن یکی است و گاهی اوقات این رشد با هم صورت می گیرد. اگر بتوانید هر مرحله رشد را با هم طی کنید، به دستاورد بسیار بزرگی در زندگیتان نائل شده اید. حتی اگر 10 سال هم با یک نفر رابطه دوستی داشته باشید، به ندرت درمورد موقعیت های واقعی زندگی که ممکن است موجب ازدواج یا برهم خوردن آن شود بحث می کنید. و ناگهان می بینید که با او ازدواج کرده اید و همه تعهدات و انتظارات دنیا از شما خیلی دشوار به نظر می رسد. خیلی وقت ها به زندگی مجردیتان فکر میکنید که هیچ کس نبود که بهش جواب پس بدهید، کسی نبود که نگرانش شوید، کسی نبود که مجبور باشید از او مراقبت کنید و هیچ کس هم نبود که به شما بگوید چه باید بکنید و چه نباید بکنید. اما قبل از اینکه در دریای پشیمانی گم شوید، به این فکر کنید که در زمان مجردی وقتتان را چطور می گذراندید؟ آیا آن تنهایی هر از گاه اذیتتان می کرد؟ آیا احساس کمال می کردید؟ آیا اوقات فراغتتان را به دنبال یک شریک زندگی بودید؟ آیا به آنهایی که ازدواج کرده بودند حسادت نمی کردید؟ آیا فکر نمی کردید که ازدواج یک مسئله خیلی مهم است و باید آنرا جدی بگیرید؟ آیا اصلاً باید ازدواج کرد؟

"عشق در نگاه اول فهمش راحت است، یعنی وقتی دو نفر برای یک عمر به هم نگاه می کردند و این به یک معجره تبدیل می شود..." – امی بلوم

ازدواج چه فوایدی دارد؟ ازدواج این امکان را برای افراد فراهم می کند که کمی آرامتر شوند و برای شناختن درونی و بیرونی طرف خود متعهد شوند. این نزدیکی و صمیمیت و اینکه بدانید یک نفر در این دنیا دوستتان دارد و به رابطه با شما متعهد است خیلی زیباست. همچنین ازدواج یکی از معدود راه های تشکیل خانواده بدون حرف مردم است. ارتباط و تشکیل خانواده بدون ازدواج قانونی همانطور که میدانید چندان در جامعه ما مورد پسند نیست. همچنین وقتی ازدواج کرده اید، می توانید خیلی راحت خودتان باشید و با راحتی بیشتری کارهایتان را انجام دهید. ازدواج معمولاً فواید مالی هم در بر دارد و حتی بانک ها افراد متاهل را بیشتر از افراد مجرد جدی می گیرند. ازدواج گذرگاهی برای شروع دوباره زندگی شماست. آنجاست که می توانید برای آینده تان و هر چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید. البته این کارها را می توانید بعنوان یک فرد مجرد هم انجام دهید اما همیشه یک باری روی دوشتان است که یک روز بالاخره باید ازدواج کنید.

با وجود این فواید، ازدواج معایبی هم به همراه دارد. هرچقدر هم که دو طرف سعی کنند استقلال خود را در ازدواج حفظ کنند اما باز هم بخش اعظمی از استقلالتان با ازدواج از بین می رود. برخی رفتارهای و اعمال خاص که قبلاً برایتان قابل قبول بود، الان دیگر نیست و می تواند باعث عدم وفاداری احساسی یا جسمی شود. خیلی وقت ها ازدواج کردن مثل این می ماند که دوباره بچه شده باشید. بعد از ازدواج می بینید که دوباه با احساسات یک نفر دیگر محدود شده اید. البته ازدواج مثل زندان نیست اما آن آزادی که قبل از ازدواج داشتید دیگر وجود ندارد. خستگی جنسی هم بعد از ازدواج ایجاد می شود. صادقانه بگوییم، چند بار می توانید با یک نفر خاص قبل از اینکه پیر شوید رابطه داشته باشید؟ خیلی از زوج ها عشق و نوازش های حین رابطه جنسی را زیاد جدی نمی گیرند و همه شور و احساس در سکسشان از بین می رود. اگر با خود فکر می کنید که این اتفاق برای شما نخواهد افتاد مطمئن باشید که کاملاً در اشتباهید چون بالاخره این اتفاق می افتد.

بچه ها را هم وارد قضیه کنید و آنوقت است که داستان ازدواج سخت تر هم می شود. دو نفر الان باید درمورد نحوه بزرگ کردن و تربیت کردن فرزندانشان هم با هم توافق کنند. بچه ها در خیلی چیزها دخالت می کنند. بله درست است که بچه نعمت است و عشق بیشتری به زندگی زناشویی می بخشند اما کنار آمدن و تربیت کردن آنها کاری بسیار دشوار و استرس زا است و مسئولیت ها و انتظارات را ده برابر بیشتر می کند. بچه ها همچنین آن چیزهایی که درمورد همسرمان دوست نداریم را بیشتر به چشممان می آورند. به خاطر همه این مشکلات هم که شده باید قانونی تصویب کنند که زوج ها باید 5 سال تا بچه دار شدن صبر کنند تا بهتر بتوانند در این رابطه تصمیم گیری کنند.

"عشق یک دیوانگی موقت است، که با ازدواج درمان می شود." –آمبروز بیرث

آیا باید ازدواج کنیم؟ این سوال کاملاً شخصی است. ازدواج این روزها جذابیت خود را از دست داده است و رسانه ها هم خیلی به این موضوع کمک کرده اند. پاسخ به این سوال خیلی ساده است...اگر فکر می کنید برای شما مناسب است باید ازدواج کنید. اما اگر فکر می کنید که آن روش زندگی برای شما مناسب نیست پس نباید ازدواج کنید. هر فرد متاهلی که به شما می گوید، ازدواج چیزی را تغییر نمی دهد، کاملاً اشتباه می گوید. ازدواج خیلی چیزها را عوض میکند. البته خوشبختانه تعادلی که ازدواج ایجاد می کند به همان اندازه تاثیرات منفی، تاثیرات مثبت به همراه دارد.

داستان های پریان که در زمان کودکی برایمان می گویند فقط داستان اند. داستان واقعی جذابیت خیلی کمتری دارد و تلاش بیشتری هم می برد. برای ازدواج باید بخش خیلی بزرگی از خودمان را فراموش کنیم و خیلی آرزوها و خواسته های شخصیمان را مدتی متوقف کنیم. خیلی ها بعد از مدتی می فهمند آنچه که اول کار می خواستند خیلی با آن چیزی که آخر کار می خواهند فرق می کند. آیا همه اینها ارزشش را دارد؟ خیلی وقت ها زن و شوهر های خوشبخت می گویند که بله ارزشش را دارد اما یادتان باشد زن و شوهرهای خوشبخت هم یک شبه به آن وضعیت نرسیده اند. برای اینکه یک ازدواج دوام پیدا کند باید واقعاً به تعهدات پابرجا بمانید و مشکلات عاطفی، احساسی، ذهنی و فیزیکی خیلی زیادی را پشت سر بگذارید. ده سال اول را واقعاً به کشف رابطه می پردازیم. خیلی وقت ها تا زمانیکه مجبور می شویم با یک نفر زیر یک سقف زندگی کنیم، خودمان و همه پیجیدگی های خودمان را نمی شناسیم.

اگر چند وقت است که سردرگمید که باید ازدواج یکنید یا نه، توصیه می کنیم که کمی صبر کنید. این مسئله نشان می دهد که شما هنوز در این مورد تردید دارید و مطمئن به این کار نیستید. مطمئن باشید که وقتی زمان واقعی ازدواجتان رسیده باشد، آنوقت است که دیگر این تردید را ندارید و کاملاً از تصمیم خود مطمئنید.

پنجشنبه 1388/06/19ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
http://sadegh.tkd.googlepages.com/eBuddyMobileMessenger.jar
سه شنبه 1388/06/17ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
رسم زندگی این است:یک روز کسی رادوست میداری روزبعدتنهایی به همین سادگی.
دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:13 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
مصرف ميوه يا آبميوه تازه هنگام سحر از تشنگي در طول روز جلوگيري مي‌كند.
در آستانه فرا رسيدن ماه مبارك رمضان به روزه‌داران براي جبران كمبود ميزان آب و املاح بدن در ماه رمضان،مي‌توانند از مقداري سوپ يا آش هنگام افطار استفاده كنند.
مايعات را مي‌توان در مدت زمان افطار تا سحر مورد استفاده قرار داد.در اين صورت هنگام سحر ضرورتي وجود ندارد كه از چند ليوان آب يا از مقدار زيادي چاي براي رفع تشنگي در طول روزه‌داري استفاده كرد.
به گفته كارشناسان دانشگاه علوم پزشكي ايران،نبايد دسرها و شيريني‌ها را كه حاوي شكر فراوان هستند، به مقدار زياد مصرف كرد و بهتر است به جاي آنها از خرما و توت كه داراي قند طبيعي و املاح و ويتامين هستند،استفاده نمود.روزه‌داران بايد از خوردن غذاهاي شور هنگام سحر خودداري كنند،زيرا تشنگي را در طول روز افزايش مي‌دهد.
بايد از خوردن غذاهاي بسيار سرد يا بسيار گرم و نيز از نوشيدن آب سرد در ابتداي افطار خودداري شود و در صورت رفع تشنگي مي‌توان از آب گرم،چاي يا شير گرم استفاده كرد.همچنين مصرف زياد غذاهاي ترش و شور،شير،ميوه و سبزيجات خام و برنج نيز در ازدياد ترشح اسيد معده و در نتيجه ايجاد سوزش و درد معده و اثني‌عشر دخالت دارند.
مبتلايان به زخم معده و اثني‌ عشر و ناراحتي روده بهتر است از غذاهايي استفاده كنند كه هضم‌شان آسان و ساده بوده و باعث نفخ دستگاه گوارش نشود كه از جمله اين غذاها مي‌توان به غذاهاي كبابي و خورشتي،انواع سوپ كم چرب،آبميوه‌ها،نان،پنير و ماست به مقدار كم اشاره كرد. 
دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:11 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
اگر مي‌خواهيد که در عشقتان احساس خوشبختي کنيد مطمئناً بايد کسي را انتخاب کنيد که با شما و آينده تان سازگار باشد...
 
چگونه يک فرد مناسب پيدا کنيم؟

اگر مي‌خواهيد که در عشقتان احساس خوشبختي کنيد مطمئناً بايد کسي را انتخاب کنيد که با شما و آينده‌تان سازگار باشد. همه‌ي ما فکر مي کنيم که مي دانيم چه چيزي برايمان بهتر است با اين حال معمولاً به سمت کساني متمايل مي‌شويم که نمي توانند عشق حقيقي را در ما بيدار کنند.
 
خود را وادار مي‌کنيم تا از بعضي صفات اخلاقي يا فيزيکي متحير شويم. براي پيدا کردن فرد مناسب انتظار مي‌کشيم ولي در نهايت نا اُميد مي‌شويم.
به همين دليل هوش عاطفي دستوراتي مي دهد تا هر کدام از ما نسبت به آن چه برايش بهتر است، با دورانديشي بيشتري عمل کند.
در نتيجه تمايل ما بيشتر نسبت به کساني خواهد بود که توانايي خوشبختي ما را داشته باشند.
بله بر خلاف تمام چيزهايي که گفته شد استعداد خدادادي خاصي در وجود ما هست که وقتي عاشق مي شويم شکوفا مي‌شود. اگر احساس افسردگي خفيفي مي‌کنيد يا اينکه به تازگي خود را از شرّ اين احساس خلاص کرده‌ايد بهتر است بدانيد که اين يک علامت مثبت مي‌باشد. چنين مرحله‌اي در زندگي نارضايتي و احساس بدبختي شما را بر مي انگيزد و براي به هم ريختن همه چيز آماده تان مي‌کند اما گذر از اين مرحله شما را براي دوست داشتن آماده مي‌سازد.
 
نا اُميدي در اين مرحله تنشي ايجاد مي‌کند که بايد تخليه شود. در همين زمان مشخص است که شما آماده شده و براي ديدن دنيا ديد تازه اي پيدا مي‌کنيد.
 
حساس تر از ديگران هستيد و آماده عاشق شدن مي‌باشيد و براي ورق زدن صفحه جديدي از زندگي حاضريد به فتح جهان برويد. همين انرژي روح عاشقانه را متعالي خواهد کرد. همين هوشياري شما را در نظر ديگران آزادتر و گيرا تر نشان خواهد داد.


تمام چيز هايي که براي يافتن فرد مناسب بايد بدانيد:

براي دوست داشتن قبل از هر چيز بايد نسبت به دوست داشتن و دوست داشته شدن احترام قائل شد.


از خود بپرسيد آيا از ارزش هاي شخصي خود آگاهيد و آيا خودتان، خودتان را دوست داريد؟

بدانيد که تقويت اعتماد به نفستان در هر زماني از زندگي ميسر است. معمولاً مايليم خود را با نظرات ديگران وفق دهيم.
ترجيح مي دهيم بعضي از علايق خود را که فکر مي کنيم جالب نيست با نظرات ديگري که فکر مي کنيم بر خلاف منافع کسي نيست و قابل قبول و تأييد شده خواهد بود عوض کنيم. براي افزايش اعتماد به نفستان به قضاوت هايي که خودتان در مورد خودتان داريد توجه کنيد و از همين جا شروع کنيد در مورد چيزهايي که تصور مي کنيد کمبودها و نقص هاي شما هستند کمي دلسوزانه تر رفتار کنيد.
اعتماد به نفس داشته باشيد. اعتماد به نفس پيدا کردن يعني همان طوري که هستيم رفتار کنيم و جرأت داشته باشيم که خودمان باشيم. با اين روش جذاب تر خواهيم بود و توانايي هايمان از خواسته هاي ديگران جدا خواهد شد.

بنابراين طبيعت وجودي خودمان جذاب تراست.
 
 
ضعف هاي خود را دوست داشته باشيد همه ي ما ضعف‌هايي داريم!

بايد قادر باشيد که به آنها بخنديد و در مورد عيوب کوچک خود دلسوزانه عمل کنيد.حتي مي‌توانيد از خِلال آن ها جذابيت هايي بيرون بکشيد. اگر نسبت به عيوب و کمبودهايتان آگاهي خوبي داشته باشيد بهتر مي توانيد خود را قبول کنيد و به ديگران هم نشان بدهيد که شما بهتريد چون خودتان هستيد.
همين طور در نظر داشته باشيد عيوبي که در شما وجود دارد و شما را ناراحت مي کند حتي ممکن است در وجود سايرين هم شما را عصباني کند انگار در مقابل آينه اي ايستاده ايد. در ديگري ضعف‌هايي را شناسايي مي کنيد که خودتان هم داريد ولي نمي توانيد آن ها را در وجود خودتان قبول کنيد. درحقيقت اين عيوب شما را بيش از اندازه ياد چيزهايي مي اندازد که نتوانسته‌ايد از خودتان جدا کنيد. اين انعکاسي از خود شماست که دوستش داريد.


راه حل :

بنابراين همان طورکه گفته شد تنها راه حل موجود براي اينکه بي دغدغه دوست داشته باشيد اين است که ياد بگيريم خودمان را به خوبي بشناسيم و از صميم قلب دوست بداريم. هوش عاطفي پيشنهاد مي کند به منظور جهت يابي مسير عاشقانه اي که آرزويش را داريم از خود در مورد خاطرات گذشته و شخصيت عاشقانه مان سؤالاتي بپرسيم و به سوي عشق هاي اتفاقي که در مسيرمان قرار مي گيرند و گاهي ما را جايي بسيار دورتر از جايي که مي خواستيم برويم مي کشانند سرگردان نشويم.

 

دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:10 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
زنها زمانيکه مي‌خواهند غر بزنند. از ته دل بخندند و يا فرياد بکشند به طورغريزي به دوستان خود روي مي‌آورند. خدا را شکر، حتي همسران ما هم اينگونه شادترند...
 
زنها زمانيکه مي‌خواهند غر بزنند. از ته دل بخندند و يا فرياد بکشند به طورغريزي به دوستان خود روي مي‌آورند. خدا را شکر، حتي همسران ما هم اينگونه شادترند.چند روز پيش از مراسم ازدواجم دوستي دانا حرفي زد که واقعا به شنيدن آن نياز داشتم. او گفت "ازدواجم با داگي از اين رو که بهترين دوستم شود. نبود. من پيشتر چنين دوستي را داشتم.

به طرزي غير قابل باور آسوده خاطر شدم. زيرا من نيز دوستي صميمي‌به نام جودي داشتم که که از سه سالگي او را مي‌شناختم و نگرانيم از اين بود که چگونه مي‌توان اين دوستي صميمي‌را بعد از ازدواج نيز حفظ کرد. جواب اين است: به طرزي حيرت انگيز

بسياري از زنان معتقدند در تمامي‌کارهايي که همسرشان قادر به انجام آن نيستند و يا تمايلي به آن ندارند به دوستان خود نيازمندند. مواردي همچون مصاحبت‌هاي طولاني و خسته کننده. همدردي نسبت به بي عدالتي‌هاي پيش پا افتاده. همراهي در مشکلات پيچيده ي خريد يک بوم نقاشي .نميدانم، که اين فطري است يا اکتسابي؟ اما زنان بيش از مردان به بررسي جزئيات زندگي خود احساس نياز مي‌کنند. و اين بدان معنا نيست که مردان نمي‌خواهند زندگيشان را با همسرشان قسمت کنند. مسئله اين است که آنها به اندازه زنان مجذوب جزئيات نيستند. اگر تا به حال چنين موقعيتي را داشته ايد ،پس حتماً مي‌دانيد که مي‌توان در اين مورد پيشرفت يا پسرفت داشت.شوهر من که بسيار مرد خوبي است دچار پسرفت شده است يعني اصلاً به جزئيات توجهي نمي‌کند و مرد بسيار مهرباني است.اگر جودي نبود ،همسرم ناچار بود در جريان هرگونه خوشحالي و ناراحتي يا شکست و پيروزي من قرار بگيرد.حداقل 98 درصد ، مي‌توانم بگويم که از داشتن چنين مشکلاتي در امان است و اگربگويم ، تنها او است که از اين مسئله سود مي‌برد بي انصافي است.

در حقيقت محققان دريافتند که بيشتر زنان معتقدند داشتن دوستي که بتوان به او تکيه کرد به آنهاکمک کرده و درواقع پيوند زناشوييشان را بهبود مي‌بخشد. در يک بررسي از ميان 40 نفر از زنان 20 ساله در دانشگاه ويسکوزين در ميلواکي ،90 درصد انها معتقد بودند که برحسب عادت در خصوص مشکلات ارتباطي ، با دوست صميمي‌خود صحبت مي‌کنند و 75 درصد از افراد متا هل معتقد بودند  گاهي قبل از آنکه مشکلات زناشويي را نزد همسر مطرح کنند با دوستان خود در اين خصوص به گفتگو مي‌پردازند. دکتر استيسي اوليکر سرپرست اين مطالعات مي‌گويد " زنان براي حل مشکلات زناشويي اغلب تدابيري را اتخاذ مي‌کنند. تدابيري همچون ذکر خصوصيات خوب همسرشان . اين کار منجر به فرو نشاندن خشم و عدم درگيري با او مي‌شود.اين زنان همچنين معتقدند که همدلي دوستانشان به آنها کمک مي‌کند تا از عهده ي عوامل نا خوشايند ازدواج برآيند.

يکي از دلايلي که زنان به دوستان خود پناه مي‌برند اين است که مردها مايلند به نوعي متفاوت از زنان مشکلات خود را حل وفصل کنند. در حالي که زنان اغلب به سادگي با گفتگو آرامش مي‌يابند. مردان گويي بي درنگ مجبور به يافتن راه حل و سپس اقدام در جهت حل آن مي‌باشند. سندي شيهي کارشناس روابط و نويسنده کتاب" قدرت پايدار دوستي زنان "(مارو 2000) مي‌گويد:" اگر به همسرتان بگوييد که با مادرتان دچار مشکل شده ايد، تلاش مي‌کند تا مشکل را حل کند. شما را نصيحت خواهد کرد و چنانچه نصيحت او را نپذيريد شديدا آزرده خاطر خواهد شد. البته اين رفتار تاحدي قابل درک است. اين همسرتان است که بايد با مشکلاتتان زندگي کند نه دوستتان. شيهي مي‌گويد" نحوه ي حل مشکلات توسط يک دوست ممکن است سودمندتر باشد. از اين رو که با شما همدردي کرده و مي‌گويد: "درک مي‌کنم . من هم چنين مشکلاتي را با مادرم دارم." و به شما اجازه مي‌دهد تا خود مشکلتان را برطرف سازيد.

اما روابط دوستانه زنان در واقع بيش از آرامش روح، سلامتي را نيز بهبود مي‌بخشد. دکتر روانشناس شلي تيلور از دانشگاه کاليفرنيا لس آنجلس که بررسي گسترده مطالعات استرس را در سال 2000 بر عهده داشته درنظريه ي خود عنوان کرده، زنان به طور فطري زمانيکه خود يا دوستانشان دچار مشکل مي‌شوند آماده ي مراقبت و همراهي دوستانه هستند. اين دقيقا بر خلاف واکنش جنگيدن يا گريختن است که در مردان بارزتر است. دکتر تيلور مي‌گويد: اين واکنش منجر به کاهش هورمون اوکسي توسين ميشود که تاثير آرامش بخش داشته و ميزان استرس را کاهش مي‌دهد. مراقبت و همراهي و تحمل استرس کمتر نيز ممکن است تا حدي علت عمر بيشتر زنان نسبت به مردان باشد.طبق مطالعات سلامت‌ هاروارد ،محققين دريافته اند که هر چه تعداد دوستان يک زن بيشتر باشند، با بالا رفتن سن، احتمال ابتلاي وي به ضعف‌هاي جسماني کمتراست.

زنها قدرت دوستي را با شم خود درک مي‌کنند علت جذب ما به يکديگر در ادارات يا کليساها،در جلسات مدرسه و يا پارک همين است. ما با يکديگر ارتباط برقرار کرده وبه تبادل اطلاعات مي‌پردازيم. مردان مطلقا به اندازه زنان به تعاملات اجتماعي نياز ندارند. دکتر اوليکر مي‌گويد به علاوه مردان دوست ندارند در خصوص زندگي شخصي و احساساتشان صحبت کنند. واز آنجايي که آنها به اندازه زنان نيازمند حمايت نيستند ممکن است زمانيکه سعي مي‌کنيم اطلاعاتي از آنها کسب کنيم ، دچار تحير و يا رنجش شوند. يا ممکن است اينگونه تلقي کنند که ما بيش از حد احساس نياز مي‌کنيم. دکتر اوليکر مي‌گويد:
در مطالعه وي زنان گزارش دادند که همسرانشان در واقع از اينکه زنها براي کسب حمايت، به دوستان خود پناه مي‌برند، احساس رضايت دارند.
يک نمونه بارز آن ،جين سورين‌هانسن از‌هانتينگتون نيويورک است که وقتي همسرش ،نيلز از کار بيکار شد،خيلي مي‌ترسيد. سورين‌هانسن مي‌گويد: نيلز 30 سال در پستي به عنوان کارشناس ناظر خدمت کرده بود.سپس زمانيکه 45 ساله شد شغلش را ازش گرفتند .به نيلز بازنشستگي زود هنگام پيشنهاد شده بود اما چنانچه 10 سال ديگر نيز کار مي‌کرد مي‌توانست مستمري بيشتري دريافت کند. سورين مي‌گويد: با وجود اينکه تحت فشار مالي بسيار بوديم قرار بود نيلز مشمول بازنشستگي زود هنگام شود و من مخالف اين قضيه بودم. من کارمند شرکت بيمه بودم اما هزينه شهريه و امرار معاش دخترمان پگي که در مدرسه گروه باله آمريکا در نيويورک سيتي درس مي‌خواند را نيز بايد پرداخت مي‌کرديم. بنابراين زمان سختي را سپري مي‌کرديم.

در اين زمان سورين‌هانسن با يکي از دوستان صميمي‌اش براي صرف ناهار قرار گذاشت. سورين‌هانسن اينگونه شرح ميدهد: دوستم ساعتها فقط گوش کرد تا من خشمم را بيرون بريزم. اما پس از آن مرا متقاعد کرد که احساس حقارت و خشم نيلز را نيز درک کنم. سپس پيشنهاد داد که مشکلات مالي اي که در صورت بازنشستگي زود هنگام وجود خواهد داشت را در مقابل مزاياي تداوم کار به مدت 10سال بنويسم. اين ايده، باعث شد ،حقايق به طور واقعي در نظرم نمود کند. سورين‌هانسن دقيقا اين کار را انجام داد. از اين رو او توانست نشان دهد که بودجه آنها براي پرداخت اجاره وقبضهاي آب و برق ماهيانه کافي نخواهد بود. با اين کار نيلز نيز متوجه اين حقيقت شد.

سورين‌هانسن مي‌گويد: او متقاعد شد چنانچه خانواده در دراز مدت وضع مالي بهتري داشته باشد تداوم اين شغل به مدت 10سال نميتواند چندان بد باشد. اين دقيقا همان چيزي بود که همواره مي‌گفتم اما دوستم به من کمک کرد تا با آرامش متوجه اين مسئله شوم. از زمان بازنشستگي نيلز در 55 سالگي، پگي همکار گروه ورزش آمريکا در راليگ ، کاروليناي شمالي شد وهمه اعضاي خانواده نيز به آنجا نقل مکان کردند. او ميگويد: نيلز هنوز مانند گذشته و حتي بهتر از آن است. خدا را شکر که در لحظات آشفته ي زندگي دوستم به عنوان مشاوري حمايت گر در کنارم بود.

با اين وجود تمامي‌خوبي‌ها و منافع يک دوست نبايد اعتماد و حس نياز به همسر را کاهش دهد.امي‌جوالسون مي‌گويد: زناني که همواره به دوستان خود تکيه مي‌کنند در واقع ممکن است مسائل مختلف را با همسرشان مطرح نکنند. اما در حقيقت اين يک مشکل است زيرا برقراري و حفظ صميميت با مردان ازاهميت بسياري برخورداراست. صرفا نمي‌توانيم بگوييم اوه، او مرد است و نمي‌فهمد. در واقع اگر مردان علت نياززنان به صحبت در خصوص جزئيات را درک مي‌کردند، حس صميميت بهتري ميان آنها ايجاد مي‌شد.

شايد تفاوتهاي بسيار ميان همسر و دوستانمان وجود هر يک را درزندگي ضروري مي‌نمايد. سارا‌ اپل معلم تاريخ هنر و مادر دو فرزند , زماني که نياز به تخليه ي روحي دارد و يا به عقيده خود به نفس نفس مي‌افتد(از همه چيز خسته مي‌شود) به دوستانش پناه مي‌برد. او مي‌گويد: با اين وجود بخشي از وجودم قادر به درک اين نيست که چرا همسرم نمي‌تواند برخي مسائل را تحليل کند، نکته ي ديگر اين است که برايان جزء زندگي عادي و روزمره ي من است.

زمانيکه با مشکلات جدي مواجهيم بهتر است احساساتمان را با دوستانمان قسمت کنيم.اما مسلما حفظ خونسردي و تامل به همراه آرامش ضروري است.راه حل من اين نيست که برايان همچون دوستانم باشد بهتر اين است که هر دو را در زندگي ام داشته باشم. 

دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
موکول کردن تبادل نظرات به بعد از ازدواج اصلا" ايد درستي نيست. مثلا" اينکه صبر کنيد بعد چند سال که ، بچه بدنيا بيايد بفهميد که به اعتقاد طرف مقابلتان بچه بايد چگونه تربيت شود؟...

1.بچه‌ها بايد چطور بار بيايند؟
موکول کردن تبادل نظرات به بعد از ازدواج اصلا" ايد? درستي نيست. مثلا" اينکه صبر کنيد بعد از ازدواج بچه بدنيا بيايد بعد بفهميد که طرف مقابلتان معتقد است بچه بايد چگونه تربيت شود، به احتمال زياد مشکل ساز خواهد شد. بهتر است تکليف مسائل اينچنيني را حتي قبل از آنکه زير يک سقف برويد روشن کنيد. شايد بعد از آنکه کار از کار گذشت ديگر نتوانيد خودتان يا طرف مقابلتان را تغيير دهيد!
از طرفي ديگر، اين نکته را هرگز فراموش نکنيد که شما ابدا" نبايد به اميد عوض کردن کسي با او ازدواج کنيد. 

قبل از ازدواج تکليف اين مسئله را روشن کنيد که آيا هردو مايل هستيد که بچه دار شويد؟ اگر اين کار را انجام داديد به اين معناست که بر سر يک موضوع مهم به توافق رسيده ايد. مرحل? بعد در صورت رضايت طرفين به بچه دار شدن مسئل? تربيت بچه‌ها است. اختلاف نظر در مورد نوع تربيت بچه‌ها ، مشکلي است که بسياري از زن و شوهرها را به جان هم مي‌اندازد!
 
2.تعليم و تربيت
اين هم يکي از آن مسائلي است که معمولا" افراد تا زماني که در موقعيت آن قرار نگيرند در مورد آن صحبت نمي‌کنند. تحقيقات بعمل آمده نشان مي‌دهند که اثرات منفي تنبيهات بدني خيلي بيشتر از تاثيرات مثبت آن است. با وجود اين هنوز هم فراوانند کساني که معتقدند بچه‌ها بايد کتک بخورند تا مطيع و حرف گوش کن شوند. آنها حتي از کتاب مقدس مصداق مي‌آورند.
نظرات و باورهاي متفاوتي در مورد رد يا قبول تنبيهات بدني کودکان موجود است. بعضي کاملا" مخالفند و بعضي ديگر به استفاده از کمربند نيز اعتقاد دارند. برخي مي‌گويند کتک زدن با دست اشکالي ندارد و برخي ديگر فکر مي‌کنند تنها راه چاره اين است که به آرامي‌به پشت بچه بزنند. اما  مطمئنا" کتک زدن تنها راه تربيت کودک نيست.

هدف از طرح هم? اين نمونه‌ها، جلب توجه زوجين به اين مسئله است که زن و مرد دو فرد کاملا" مجزا با دو طرز فکر کاملا" متفاوت هستند؛ قبل از ازدواج به اين تفاوتها توجه کنيد و به توافق برسيد.
 
3.سخت گير بودن و مراقبت شديد از بچه‌ها:
يکي از بدترين دعواهاي زن و شوهر‌ها در مورد اين مسئله است که بچه‌ها تا چه حد مي‌توانند آزادي داشته باشند. آيا اجازه دارند بعد از مدرسه به خان? همکلاسي‌هاي خود بروند؟ آيا اجازه دارند شبهاي تعطيل را بيرون از خانه باشند؟ دخترها از چه سني اجازه دارند آرايش کنند؟ برخي از والدين چنان سخت گير هستند که حتي اجازه نمي‌دهند بچه اشان به حياط خان? دوستش برود و با او بازي کند. اين سوالات مي‌توانند بعد از چند سال زندگي هنوز هم مطرح نشده باشند چون هنوز بچه دار نشده اند. ولي توصيه مي‌شود قبل از آنکه در عمل انجام شده قرار بگيريد، به آن فکر کنيد و به تفاهم برسيد.

 

دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:8 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

پژوهشگران دانشگاه هاروارد طی 60 سال بر گروهی 600 نفری نظارت کرده و در نتیجه موفق شدند چند عامل مهم در رفتار افراد را تعیین کنند که بر طول عمر تاثیر بسزایی دارند.طبق نتایج این پژوهش ها، افراد خوشبخت که پول قرض نمی گیرند، بیشتر عمر می کنند تا افراد بدبین. همچنین افرادی که شکلات دوست دارند، افراد دیندار و سبزیخواران نیز عمر طولانی تری دارند.

پژوهش های اخیر نشان دادند که افراد دارای زندگی سالم دارند چند سال بیشتر زندگی می کنند.

برای اینکه 2 سال بیشتر زندگی کنید:

شکلات بخورید. تحقیقات نشان می دهند که شکلات غلیظ و تلخ برای قلب مفید است.

برای اینکه 3 سال بیشتر زندگی کنید:

دیندار باشید و دوستان بسیاری داشته باشید. تحقیقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبی استرس را کاهش می دهد. همچنین دوستی و ارتباطات اجتماعی نیز همین تاثیر را نشان می دهند.

برای اینکه 3.6 سال بیشتر زندگی کنید:

گوشت کمتر بخورید. سبزیخواری و یا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا می تواند بعلت کاهش غلظت چربی در بدن طول عمر را افزایش دهد، زیرا در ازای آن مصرف میوه و سبزیجات افزایش می یابد.

برای اینکه 3.7 سال بیشتر زندگی کنید:

زندگی فعالی داشته باشید. دانشمندان تایید می کنند که تحرک و نرمش و ورزش تاثیر مثبتی بر قلب می گذارد و نمی گذارد که فرد چاق شئذ.

برای اینکه 5 سال بیشتر زندگی کنید:

تحصیل کرده و با دانش باشید. دانشمندان هاروارد بدین نتیجه رسیدند که زنان دارای تحصیلات دانشگاهی بطور متوسط 5 سال بیش از زنان بدون تحصیلات عالیه زندگی می کنند.

برای اینکه 7.5 سال بیشتر زندگی کنید:

مثبت نگر باشید. پژوهش ها ثابت کرده اند که ریسک مرگ زودرس برای افراد حوشبین 55% کمتر است.

برای اینکه 8-10 سال بیشتر زندگی کنید:

سیگار نکشید. افرادی که هیچگاه سیگار نکشیده اند، بطور متوسط 10 سال بیش از افراد سیگاری زندگی می کنند. اگر مردان در سن 35 سالگی سیگار را ترک کنند، می توانند بطور متوسط 5.1 سال به طول عمر خود بیفزایند.

برای اینکه 10 سال بیشتر زندگی کنید:
خوشبخت باشید. افراد خوشبخت بطور متوسط 10 سال بیش از سایرین زندگی می کنند.

دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

جام جم آنلاين: براساس تعدادي از پژوهش‌هاي علمي انجام شده در مركز پژوهش‌هاي ملي قاهره ، خواندن نماز صبح در زمان مقرر خود، موجب فعال شدن كار سلول‌هاي بدن و جلوگيري از ابتلا به ورم‌هاي سرطاني مي‌شود.
 
به گزارش ايسنا ، دكتر سعيد شلبي از اساتيد اين مركز گفت: پژوهش‌ها مويد اين مطلب است كه خواندن نماز صبح در زمان خود، به جلوگيري از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و تنظيم كار هورمون‌هاي بدن و گردش خون كمك مي‌كند.

وي افزود: بر اساس اين پژوهش در زمان اداي نماز صبح، تمامي اعضاي بدن در اوج فعاليت‌هايشان قرار دارند. به گونه‌اي كه ترشح هرمون‌ها به ويژه آدرنالين كه ترشح آن در ساعت 5 صبح شروع مي‌شود ، افزايش مي‌يابد و به فعال شدن تمامي اعضاي بدن و جلوگيري از ورم‌هاي سرطاني كمك مي‌كند.

همچنين هواي پاك صبحگاهي داراي مقادير زيادي اكسيژن است كه موجب فعاليت قلب، كاهش انقباضات رگ‌هاي خوني، تنظيم كار هورمون‌ها و بهبود فعاليت حافظه مي‌شود.

دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
اگر میخواهید عذاب قبرتان کم شود :

 

1.صله رحم

2.نیکی کردن به پدر و مادر

3.هدیه کردن لباس به برادر دینی

4.خوراندن حلوا(غذا) به برادر دینی

5.تلاوت سوره های یس و الصافات وکلمات فرج

6.روزه گرفتن یک روز از آخر ماه رجب
دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:5 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

جام جم آنلاين: هر فردي كه تصور مي‌كند ممكن است آرتريت يا همان درد مفاصل داشته باشد بايد به پزشك مراجعه كند. خوددرماني در اين مورد نيز مانند ساير موارد پزشكي خطرناك است.آرتريت كه به شكل‌هاي مختلف بروز مي‌كند شامل التهاب مفاصل است.
 

به گزارش ايسنا، اوستئوآرتريت، آرتريت روماتوئيد و نقرس 3‌ نوع از شايع‌ترين اشكال آرتريت در بين افراد سالمند هستند. اوستئوآرتريت البته از دو نوع ديگر شايع‌تر است اما هيچ‌كدام از اين عارضه‌ها مسري و واگيردار نيستند.

پوكي استخوان زماني رخ مي‌دهد كه غضروف‌ها رو به تخريب مي‌گذارند. در اين حالت نرمي‌ استخوان و درد ايجاد مي‌شود. اين بيماري زنان و مردان را مبتلا مي‌كند، در افراد بالاي 65 سال در بيش از 50 درصد موارد، ابتلا به اين عارضه حداقل در يك مفصل رخ مي‌دهد.

درمان اين عارضه شامل ورزش، مراقبت از مفاصل، رژيم غذايي مناسب، دارو و جراحي است. براي بهبود درد نيز معمولا استامينوفن تجويز مي‌شود. اوستئوآرتريت ممكن است در هر مفصلي بروز كند اما معمولا آنهايي را تحت تاثير قرار مي‌دهد كه وزن بدن را تحمل مي‌كنند. معمول‌ترين علائم اين عارضه شامل درد مفاصل، ورم مفاصل و نرمي ‌و خميدگي آنها است. فقط در يك سوم موارد افرادي كه با پرتو ايكس بيماري آنها تشخيص داده مي‌شود فاقد علائم ظاهري هستند.

محققان مي‌گويند: علت تجويز استامينوفن براي كاهش درد، پايين بودن عوارض جانبي آن است. اما اگر استامينوفن نتواند درد بيمار را تسكين دهد در اين صورت داروهاي ضدالتهابي غيراستروئيدي مانند ايبوبروفن و ناپروكسن تجويز مي‌شوند. همچنين مكمل‌هاي رژيم غذايي شامل گلوكزامين و كوندراتين سولفات كه از سوي بسياري از اين بيماران مصرف مي‌شوند، مي‌توانند علائم اوستئوآرتريت را كاهش دهند.

آرتريت روماتوئيد كه بارزترين ويژگي آن التهاب بافت مفصلي است، تفاوت بسيار زيادي با اوستئوآرتريت دارد و زماني رخ مي‌دهد كه سيستم ايمني خود فرد به بدن وي حمله مي‌كند. در اين حالت اغلب مفاصل مورد هدف قرار مي‌گيرند اما ممكن است اعضاي ديگر مانند ريه‌ها و چشم‌ها را نيز مبتلا كند.

درمان براي اين عارضه اغلب ورزش، مصرف دارو و در نهايت جراحي است. البته براي اين بيماران كاهش استرس نيز بسيار مهم است. برخي از داروهاي آرتريت روماتوئيد براي تسكين درد تجويز مي‌شوند و برخي نيز التهاب را كاهش مي‌دهند.

بيماري نقرس نيز يكي ديگر از انواع آرتريت است كه در شب حمله مي‌كند. استرس، مصرف برخي داروها و يك بيماري خاص ممكن است سبب بروز آن شود. در اين حالت بلورهاي اسيد اوريك در يك مفصل تشكيل مي‌شوند. اسيد اوريك در تمام بافت‌هاي انسان و در مواد غذايي يافت مي‌شود.

دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

یك پژوهشگر آلمانی ادعا كرده است كه مزاح و شوخ طبعی در واقع تظاهری از پرخاشگری است.

به گزارش ایسنا، این محقق آلمانی می‌گوید: شوخ طبعی تظاهر پرخاشگری است و خنداندن دیگران به این معنی است كه شما خودتان را در پلكان اجتماعی بالاتر از مخاطبانتان می‌بینید.

هلگا كوتهوف ــ محقق دانشگاه فری برگ ــ در این باره ادعا كرده است كه توانایی به خنده انداختن دیگران در واقع نشان دهنده درجه‌ای از كنترل است كه فرد بزله گو برای بهره كشی از دیگران به این شكل به آنها حاكم می‌شود تا نشان دهد كه دیگران تحت سلطه وی هستند و مسوولیت آنها را بر عهده دارد.

وی تصریح كرد: افرادی كه در راس قرار دارند، برای خنداندن سایرین آزادتر هستند، همچنین برای پرخاشگری كردن نیز آزادترند و بیشترین كار سرگرم كننده برای این افراد ساختن لطیفه برای دیگران است.

نمایش شوخ طبعی به این معنی است كه كنترل اوضاع به دست فردی است كه در مرتبه بالاتری قرار دارد و به همین خاطر قبل از دهه 1960 زنان بسیار به ندرت دیگران را می‌خنداندند و اساسا نمی توانستند این كار را انجام دهند و به همین خاطر است كه پسران از همان دوران جوانی اغلب در نقش كسی هستند كه دیگران را به خنده وا می‌دارند، در حالی كه دختران اغلب نقش كسی را ایفا می‌كنند كه تمایل به خندانده شدن دارند.

دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:3 قبل از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
می دانم روزی از کوچه دل تنگی هایم گذر خواهی کرد

 

من آن روز کوچه را با اشک هایم آب خواهم داد

 

تا بوی خوش آمدن یار همه را با خیر کند

 

و به انتظار دیرینه من پایان دهد.

چهارشنبه 1388/06/11ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

ست كنكور هنر:
اولین هنری كه پس از دیدن چهره آرایش كرده دختران امروزی به ذهن شما متبادر میشود چیست؟
الف: مینیاتور.
ب: صافكاری، بتونه كاری و نقاشی اتومبیل!!!!
ج: دوپینگ!!!!
د: من به ناموس مردم نگاه نمیكنم




 

به یکی می گن می دونی فامیلی خدا چیه؟ می گه: فکر کنم وکیلی باشه



سربازی راهی است برای آدم شدن پسرها .......ولی هیچ راهی برای آدم شدن دختر ها وجود ندارد!!!

 


آلبرت انیشتن،زکریای رازی،ایساک نیوتون،لویی پاستور
بیل گیتس،مــن ودیگراندیشمندان بزرگ جهان،
اوقات خوشی را برای شما ارزو مندیم.

 


یه یارویی به یه سیاه پوسته میگه آقا شما سیاه پوستین؟
میگه آره.از کجا فهمیدی؟
میگه از رو لهجت!!!!
یه بار 3 تا میمون بالا درخت نشسته بودند
اولیش داشت کتاب می خوند
دومی داشت روزنامه می خوند
سومی هم داشت این اس -ام-اس رو میخوند

 


یك شخصی نصف شب توی خیابون رانندگی می كرد كه یك دفعه ترمز نمیگیره از اون طرف یك كامیون می اومد.... به بغل دستی اش كه خواب بود گفت : اصغــــــــــــــر بلند شو این تصادف رو ببین




پسره از بالا درخت می افته پایین . بلند می شه می گه خوب شد نمردم وگرنه بابام می کشتم



بنابر قانون ششم نیوتن اگر با یك لر دعوا كردی و دیدی لر فرار كرد، تو هم فرار كن چون رفته سنگ بیاره


 

یکی رو می برن اعدام کنن بهش می گن تورو اعدام می کنیم تا درس عبرتی باشه واسه بقیه می گه:نمی شه بقیه رو اعدام کنید تا درس عبرتی باشه واسه من

 


به یکی می گن اینهمه تریاک می کشی معتاد نشی! می گه: نه بابا من 4ساله هرروز دارم می کشم ولی هنوزم که هنوزه معتاد نشدم



زن : مرد چرا کولر نمی خری ؟ ترکه: به درد نمی خوره اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم


 


مرد تجربه را کشف کرد و پول را اختراع کرد زن پول را کشف کرد و خرید را اختراع کرد


 


آدم قورباغه دهن گشاد رو ببوسه ، ولی اس ام اس تکراری نخونه !


 

عشق مانند جنگ است......آسان شروع می شود.......سخت پایان می یابد.........و فراموش کردنش محال است.

 


تازه فهمیدم که قلب هیچ کس تو دنیا برای من نمی تپد
حتی قلب خودم.
چون اون هم برای تو می تپه

 


میگن لبخندربطی به مرگ نداره ولی تو بخندتا من برات بمیرم...

چهارشنبه 1388/06/04ساعت 10:10 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
هرکسی استعدادی دارد. شاید استعداد شما پاشیدن شیر از دماغتان باشد...اما هرچه که باشد این هم استعدادی است. و تقریباً از همه استعددها می شود پول درآورد. کلید کار این است که آن استعداد پنهانتان را پیدا کنید و بعد آنرا به شکل یک بیزنس دربیاورید. متاسفانه خیلی ها در آن قسمت پیدا کردن استعداد درجا می زنند. به همین خاطر در این مقاله 55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهانتان معرفی می کنیم تا کار برایتان ساده تر شود.

1. متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.

اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟

وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید.

2. از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید.

من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در 1998 پیدا کردم که می خواستم برای 80 طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم.  تا حالا 5000 کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام.

3. آینه، آینه روی دیوار

به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، "کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم". اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: "سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم". و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد.

4. بقیه قبل از شما آنرا می بینند

یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنید—حتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال 1994 موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتم—شکلات—و الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد.

5. نقاط قوتتان را پیدا کنید

بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب "توانایی هایتان را کشف کنید" (Now, Discover your strength) نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد.

6. توانایی هایتان را قدرت بدهید.

کتاب پیدا کردن استعداد 2 نوشته تام راث 2.0) (SrengthFinder را بخوانید. ارزشیابی های آنرا انجام دهید و به پیامهایی که می دهد توجه کنید.

7. دنبال غریزه تان بروید

هر چیزی که بیشترین رضایت فردی را به شما می دهد به احتمال خیلی زیاد همان استعداد ذاتی شماست.

8. هرکاری که دوست دارید بکنید.

بهترین راه برای کشف استعداد پنهان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقه دارید. چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟ کدام کار که دیگران انجام می دهند را می بیند و دوست دارید که شما هم می توانستید آنکار را بکنید. مهمترین نکته در کشف استعداد این است که به کارهایی فکر کنید که دوست دارید.

9. در کلاس های Improv شرکت کنید

 کلاس های Improv شمار ا ترغیب می کند فکرتان را به ژانرهای مختلف معطوف کنید: مثل سینما، کشورها، لهجه ها، دوره های زمانی و ... آنوقت همانی می شوید که برای آن صحنه لازم است: مثلاً یک خارجی، یک اشراف زاده قرن هجدهم، یک راننده تریلی 60 ساله، یک دختربچه 5 ساله و ... می شوید. صداهای مختلف از خودتان دربیاورید، مدل های مختلف راه بروید، برقصید، آواز بخوانید. خودتان را روی صحنه به چهره ها و شخصیت های مختلف تبدیل کنید و مطمئن باشید که با این راه پی به خیلی از علایق پنهان خود می برید.

10. خوب گوش کنید

اگر خوب گوش کنید مردم خیلی چیزها درمورد خودشان می گویند. همیشه برای استخدام کردن کسی، دوستیابی یا هر بیزنسی کمی درمورد پیشینه افراد تحقیق کنید.

11. توصیه الینور روزولت را دنبال کنید

"کاری را بکنید که بیشتری واهمه را از آن دارید:. این جمله را دنبال کنید و مطمئن باشید که به پیدا کردن استعداد پنهانتان کمک می کند.

12. همه چیز را امتحان کنید

وقتی دست به هر کاری بزنید مطمئن باشید که استعداد پنهانتان خواه ناخواه پدیدار می شود. فقط باید زود بفهمید که در کدام کارها استعداد ندارید و سریعاً آن را کنار گذاشته و وقتتان را هدر ندهید.

13. قلمرو آسایش مانع رشدتان می شود

بهترین راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان این است که کارهایی کاملاً جدید و ترسناک انجام دهید. چتربازی را امتحان کنید، در رستوران زیر آواز بزنید، برای دیدن مکانی بروید که هیچ چیز درمورد آن نمی دانید، برای یک مرکز بحران داوطلب شوید، در رشته ای تحصیل کنید که هیچ چیز از آن نمی دانید. دیوارهای قلمرو آسایشتان را بشکنید و مطمئن باشید که بااینکار چیزهایی در خودتان پیدا میکنید که هیچوقت فکرش را هم نمی کردید.

14. خلاق باشید

هر روز 3-2 دقیقه ازوقت آرامشتان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده ای که روی آن کار می کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می دانیم که بهترین ایده ها زمانی به فکرمان خطور می کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی کنیم. پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهنتان می رسد و باعث می شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید.

15. گوش کنید

به حرفهای کسانی که می شناسید گوش کنید. شاید ندانید که چه کارهایی را می توانید خوب انجام دهید اما آنهایی که می شناسید حتماً می دانند. دفعه بعد که کسی چیزی درموردتان به شما می گوید، از آن سرسری نگذرید، آن کار را دنبال کنید.

16. وقتی بچه بودید می دانستید

 به یاد بیاورید که وقتی در زمان کودکی (قبل از هفت سالگی) با خودتان بازی می کردید چه تخیلاتی داشتید. این شما را به هدف روحتان می رساند. آیا آنموقع وانمود می کردید که معلم هستید، یا همیشه چیزهایی می ساختید، یا برای عروسک هایتان لباس می دوختید، یا به مداوای حیواناتتان می پرداختید؟ باید به یاد بیاورید که موقع تنهایی در آن سنین که تحت تاثیر هیچ کسی نبودید و خود درونیتان بسیار پررنگ تر از ذهن آگاهتان بوده، درمورد چه چیزهایی خیالپردازی می کردید.

17. آیا واقعاً پنهان است؟

من فکر می کنم گاهی اوقات استعدادهای پنهان ما چندان هم پنهان نیستند. بیشتر به نظر می رسد که سرکوب شده اند یا نادیده گرفته شده اند. بیشتر به آنچه که دیگران در شما می بینند و خودتان چندان اعتقادی به آن ندارید توجه کنید.

18. چه کاری برایتان ساده تر است

همه ما فکر می کنیم کارهایی را که خوب انجام می دهیم کارهای ساده ای هستند به همین خاطر ارزش و اعتبار چندانی برای آنها قائل نیستیم. و برعکس به چیزهایی ارزش می گذاریم که انجام دادن آن برایمان دشوار است و برای بقیه افراد ساده است. وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می دهید و مطمئن باشید که آنهایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند.

19.  موهبت الهیتان را کشف کنید

برای پیدا کردن آن موهبت خاص الهی در خودتان به چیزهایی فکر کنید که برایتان ساده است. یعنی کارهایی که برای شما خیلی ساده اند اما برای دیگران اینطور نیست. چه کارهایی هست که دیگران برای انجام آن سراغ شما می آیند چون برای شما مثل آب خوردن است و برایتان مهم نیست که حتی درقبال آن به شما پولی بپردازند.

20. یک چیز بدون هیچ تلاشی؟

1) چه کاری بوده که همیشه رویای انجام آن را در سر داشته اید؟ وقتی بچه بودید در انجام چه کاری خیالپردازی می کردید؟ چه موفقیتی در زندگی افراد دیگر باعث می شود احساس حسادت کنید؟

2) چه کاری است که بدون تلاش و زحمت و به آسانی انجام می دهید؟

3) انجام چه کاری را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارید؟ آنکاری که وقتی انجامش می دهید انگار زمان ایستاده است و دقایق بدون اینکه احساسشان کنید می گذرند.

4) هر چیزی حول و حوش آن استعداد پنهان اتوماتیک وار توجه شما را جلب می کند.

5) هر زمان که این کار را انجام می دهید، حتی اگر ناآگاهانه انجامش می دهید، احساس شادی، راحتی،آرامش، و امنیت میکنید.

21. جرقه درونیتان را آتش بزنید

استعدادهای واقعی ما با احساس خود ما شعله می گیرند. به ضربان قلبتان گوش دهید. وقتی سرعت آن بالا می رود، هدفمان با احساس سوختگیری می کند و باعث می شود بتوانیم وارد عمل شویم. عمل کلید کار برای یافتن استعدادهای درونیمان است. اگر آن جرقه آنجا نباشد شما استقامت کافی برای عبور از موانع و مشکلات راه را نخواهید داشت.

22. به صدای درونتان گوش کنید

ببینید صدای درونتان چه می گوید. گاهی وقت ها قبل از اینکه آن صدا را بشنویم راه میافتیم و سقوط می کنیم.

 23. شکلک خندان J

چه کاری باعث می شود که روی لبهایتان لبخند بنشیند؟ همان کار را بکنید.

24. عصبانی نشوید، پول دربیاورید

وقتی می بینید یک جای کار اشتباه است چرا سعی نمی کنید درستش کنید؟ اگر فکر می کنید چیزی مشکل دارد، مطمئن باشید ایجاد تغییر در آن پولدارتان می کند. این احتمال وجود دارد که وقتی چیزی شما را اذیت می کند، برای دیگران هم همینطور باشد. چه بهتر که بتوانید کاری بکنید که به نفع همه باشد.

25. ناامیدی هایتان را برطرف کنید

از خودتان بپرسید، چه چیزی ناامیدتان یمکند؟ آیا می توانید آن را درست کنید؟ شاید درست کردن آن منبع ناامیدی همان استعداد پنهان شما باشد یا همان توانایی که شما را از بقیه آدم ها متمایز می کند.

26. دنبال بزرگترین باشید

همه ایده هایتان را در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید. دور همه آن کارهایی که دوست دارید یک دایره بکشید و چند روز درمورد آنها فکر کنید. حالا باید آنی را پیدا کنید که از بقیه بزرگتر است و بقیه موارد را هم درخود می گنجاند. حالا همان را انجام دهید.

27. به خودتان روی بیاورید

بهترین راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که ... گاهی اوقات استعدادهای ما به این دلیل پنهان می شوند که ما خودمان را مشغول کارهای دیگری می کنیم تا پول دربیاوریم. به جای این باید به کارهایی فکر کنیم که واقعاً دوست داریم. مثلاً من همیشه نویسنده خیلی خوبی بودم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که این می تواند شغلم باشد. در دانشگاه محیط زیست خواندم و بعد از فارغ التحصیلی در صنعت محیط زیست وارد کار شدم. آنجا بود که موقع نوشتن گزارش ها فهمیدم استعداد واقعی من نویسندگی است و از آنجا بود که وارد اینکار شدم.

28. از قلمروتان بیرون بیایید

در کلاسی شرکت کنید یا سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید که کاملاً خارج از قلمرو آرامشتان است. اگر مطمئن نیستید چه کاری را انتخاب کنید می توانید از دوستانتان، خانواده یا همکارانتان بپرسید.

29. روی سنگ قبرها را بخوانید

به قبرستان بروید و کمی قدم بزنید. روی خیلی از سنگ قبرها هنرها و استعدادهای متوفیان را می توانید بخوانید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که روی سنگ قبر من چه می نویسند، اینکه در چه کاری مهارت دارم و چه چیزهایی را هنوز کشف نکرده ام؟ من استعدادم در شعر را از همین راه خواندن یک سنگ قبر در قبرستان کشف کردم.

30. آیا ماهی می تواند آب را توصیف کند؟

دانستن بهترین استعدادتان مثل شناخت ماهی از آب است. بهترین استعدادهای شما بااینکه خیلی طبیعی هستند اما شناختنشان سخت است. می توانید از گروهی از دوستان و نزدیکانتان، چه متعلق به گذشته و چه حال، استفاده کنید و از آنها بپرسید که به نظرشان در کاری خوب هستید.

31. گروه های مشاوره استعدادیابی

در گروه های مشاوره به اعضاء آموزش داده می شود که چطور استعدادهای پنهان اعضای دیگر را حدس بزنند. با شرکت در این گروه ها می توانید به بحث و بررسی استعدادهای خودتان و دیگران بپردازید.

32. پرافتخارترین لحظه های زندگیتان را به یاد بیاورید

موفقیت ها و دستاوردهای زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید. مطمئناً یک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می کنید.

33. به فرزندانتان گوش کنید

وقتی به یک خانه جدید اسبابکشی کردیم، دختر 9 ساله ام گفت که دوست دارد روی سقف اتاقش یک آسمان نقاشی شود و روی دیوارها هم گل کشیده شود. اصرار داشت که من اینکار را انجام دهم و می گفت که میداند از عهده اش برمی آیم. اول گیج بودم ولی با پرسیدن از چند نفر درمورد نحوه قاطی کردن رنگ ها و کشیدن یک طرح جالب کارم را شروع کردم. از همانجا بود که کارم را شروع کردم.

34. دوست دارید زندگیتان چه شکلی باشد؟

خیلی وقت ها برای اینکه بفهمیم علاقه مان چیست از ما می پرسند که دوست داریم چه کار کنیم. اما برای خیلی از ما این لیست چندان طول و دراز نیست. من معمولاً بهترین اطلاعات را از ارباب رجوع هایم وقتی به دست می آورم که از آنها می خواهم یک روز/یک ماه یا یک سال از زندگی ایدآلشان را برای من توصیف کنند. اینکار باعث می شود دقیقاً بفهمید که دوست دارید زندگیتان را چطور بگذرانید و خیلی از علایقتان را کشف خواهید کرد.

35. چه چیزی ضربان قلبتان را بالا می برد و چشهایتان را برق می اندازد؟

چه کارهایی هست که گذر زمان را برایتان ساده تر می کند و می توانید ساعت ها درمورد آن حرف بزنید؟ شاید به نظرتان اینها استعداد نباشد اما اگر اینقدر از انجام آنها لذت می برید، این احتمال وجود دارد که بتواند شما را به استعدادهایتان برساند.

36. توانایی های منحصربه فرد—فقط سوال کنید

یک تمرینی بود که من برای پیدا کردن توانایی منحصر بفردم از آن استفاده کردم. در این تمرین سوالی را برای همه دوستان، اعضای خانواده و همکارانم می فرستادم و از آنها می خواستم بگویند که چه چیزی من را فردی خاص می کند. اکثر آنها جواب دادند و من همه پاسخها را نگه داشتم. بین همه آنها پاسخ های مشترکی پیدا کردم که باعث شد بتوانم استعداد پنهانم را کشف کنم.

37. ذهن ناخودآگاهتان را آشکار کنید

یاد بگیرید که چطور وقتی حتی یک درخت ساده نقاشی می کنید، آنرا بخوانید و تفسیر کنید. این تکنیک ساده به شما این امکان را می دهد تا خود درونیتان را کشف کنید. هرچه بیشتر درمورد ذهن ناخودآگاهتان بدانید بیشتر پی به استعدادهای ذاتی خود می برید.

38. ساز زدن همراه با عشق

اگر فرصت این را نداشتم که موقع جوانی ساز زدن یاد بگیرم، فکر نمی کنم به موقعیتی که الان دارم دست پیدا می کردم.

39. تعریف و تمجیدها را جدی بگیرید

به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند خوب فکر کنید. بااینکار متوجه می شوید که در انجام چه کارهایی مهارت و استعداد دارید.

40.  به لذت های دوران کودکی فکر کنید

به دوران کودکی خود فکر کنید و ببینید چه کارها و فعالیت هایی بیشترین لذت و رضایت را به شما می داده است. شاید به یاد بیاورید که دوست داشتید با دست هایتان کار کنید یا وقت خود را به آشپزی بپردازید یا تمام روز را نقاشی کنید. شاید هم دوست داشتید که بیرون از خانه بروید و دست به اکتشاف بزنید یا اینکه برای دوستان و خانواده هنرنمایی می کردید و سرگرمشان می کردید. شاید عاشق کتاب خواندن بوده اید یا اینکه دوست داشتید چیزهای خراب و شکسته را درست کنید. وقتی بفهمید که چه فعالیت هایی در دوران بپگی باعث شادی و رضایت شما می شده راحت تر می توانید استعداد و توانایی پنهان خودتان را کشف کنید.

41. نیایش معنوی و درونی برای یافتن هدف

 به درون خودتان برگردید و راهنمایی معنوی طلب کنید. احساسات و ایده هایی که منجر به عشق و هدف می شوند را شناسایی کنید. خودتان را از این زمین بکنید و کمی آسمانی شوید.

42. به علایقتان فکر کنید

به فعالیت هایی فکر کنید که بیشتر به آنها علاقه دارید و تحقیق کنید که بازار کاری برای آن وجود دارد یا نه.

43. گنج های پنهان را در خاطرات جستجو کنید

 به آن چیزهای ساده ای فکر کنید که در کودکی شادتان می کرده است. استعدادهای پنهان ما معمولاً در گذشته مخفی شده اند و در زندگی بزرگسالی دیده نمی شوند. به شادترین زمان های زندگیتان فکر کنید و آن نمونه ها را وارد زندگی حالتان کنید. شاید به این وسیله بتوانید استعدادهای پنهانتان را کشف کنید.

44. استعدادها در علایق نهفته اند

این احتمال وجود دارد که کسان دیگری به چیزهایی که شما به آن علاقه دارید، حتی اگر فکر کنید که به هیچ طریقی نمی توانید از آنها پول دربیاورید، علاقه داشته باشند. پس کسان دیگری را باهمان علایق پیدا کنید و ببینید دیگران چطور علایقشان را به استعداد تبدیل می کنند.

45. با پرسیدن یک سوال در 10 دقیقه استعدادتان را کشف کنید

اگر واقعاً می خواهید استعدادتان را کشف کنید و درعین حال یک نفر را در زندگیتان بهتر بشناسید اینکار را انجام دهید: کنار هم بنشینید و از طرفتان بخواهید از شما بپرسد که "تو کی هستی؟". آنوقت شروع کنید به مدت 10 دقیقه با پاسخ های یک کلمه ای جواب او را بدهید، مثلا: "یک شنونده، یک کمدین، انرژی و ...". بعد نوبت به فرد مقابل می رسد. وقتی هر دو شما اینکار را انجام دادید، به همدیگر بگویید که چه شنیده اید.

46. یاد بگیرید که استعدادهایتان را کشف کنید

یک دفترچه بردارید و محیط آرامی پیدا کنید. از قدیمی ترین خاطراتتان در دوران کودکی شروع کنید که سرشار از لذت و خوشبختی بودید. زمانی که همه تعریف و تمجیدها متوجه شما بود. همه کارهایی که می کردید، جاهایی که می رفتید، کسانی که با آنها وقت می گذراندید را یادداشت کنید. آن خیال و رویایی که درمورد آینده خود داشتید را هم یادداشت کنید.

47. چطور استعدادهای پنهانتان را پیدا کنید

برای پیدا کردن استعداد پنهانتان این تمرین را انجام دهید: یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون روی آن بکشید. روی ستون راستی همه کارها و سرگرمی هایی که قبلا داشتید و الان دارید را یادداشت کنید. زیر ستون چپی همه مهارت هایی که برای انجام آن فعالیت ها استفاده می کردید یا می کنید را بنویسید. لیست را بررسی کنید و تکراری ها را خط بزنید. آنهایی که باقی می مانند استعدادهای پنهان شما هستند. آنها به این دلیل چنهاند که نمی دانید وقتی کاری را انجام می دهید از آنها استفاده می کنید.

48. پنهان شوید و جستجو کنید

 به این فکر کنید که در دوران کودکی از چه کارهایی لذت می بردید. کودکی آزادی بیشتری دارد و ما دنبال علایقی می رویم که به طور طبیعی در ما وجود دارند. ببینید آیا می توانید آن علایق و استعدادها را به چیزی که در زمان بزرگسالی قابل استفاده باشد تبدیل کنید.

49. به تعریف و تمجیدها گوش کنید. خوب گوش کنید.

بقیه خیلی خوب می فهمند که شما در چه کاری مهارت دارید، خیلی کارهایی که خودمان جدی نمی گیریم و توجهی به آنها نمی کنیم. سعی کنید توجه بیشتری به این قبیل تمجیدها بکنید تا به استعدادهای ذاتی خود پی ببرید.

50. از دیگران بپرسید

برای پیدا کردن استعداد ذاتی خود باید از دیگران بپرسید که در چه کاری مهارت دارید. این استعداد به این دلیل پنهان است که خودتان هنوز آنرا کشف نکرده اید. یک راه بسیار عالی برای یافتن این استعدادها این است که از خانواده، دوستان، همکارانتان و حتی خودتان بپرسید.

51. ساختن عطر از رایحه لیمو

من و برادرم همیشه حس بویایی بسیار قوی داشتیم اما بعد از اینکه هاوایی را ترک کردیم، دلتنگیمان برای وطن تنها چیزی بود که به ما کمک کرد اولین عطرهای مخلوط برای کودکان را بسازیم.

52. مهارت یاب برای کشف استعداد

من از تست مهارت یابی گالوپ (Gallup’s Strength Finder 2.0) استفاده کردم و وقتی نتیجه تستم را دیدم متوجه شدم که چطور تک تک استعدادهایم برای تکمیل سایر استعدادهایم عمل می کنند. همچنین متوجه شدم تقریباً همه استعدادهایم نقاط مشترکی داشتند و همین من را ترغیب کرد به سمت کار مشاوره خلاق روی بیاورم.

53. ردپاهای دوران کودکی را دنبال کنید

وقتی درمورد علایق دوران کودکیم فکر می کنم ردپای همه استعدادها و توانایی های امروزم را می بینم.  و مطمئنم که احتمالاً ردپاهای دیگری هم در دوران کودکیم هست که من هنوز متوجهشان نشده ام. مطمئناً برای شما هم همینطور است. با کمی بررسی ریشه هایی را در دوران کودکیتان  پیدا می کنید که می توانند رشد کرده و شکوفا شوند.

54. به چیزهایی فکر کنید که خوشحالتان می کنند

لیستی از همه کارهایی که در تمام شغل هایی که در تمام طول زندگی داشته اید تهیه کنید. آن شغل هایی که در شادترین دوران زندگیتان داشته اید احتمالاً همان استعدادهای پنهانتان هستند.

55. استعدادتان در روزنامه است

 کدام قسمت از روزنامه یا مجله را بیشتر دوست دارید؟ بخش فیلم، مسافرت، ورزش، سلامتی، مذهب، یا سیاست؟ ممکن است استعدادتان در این قسمت پنهان شده باشد.

دوشنبه 1388/05/26ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:
آیا میدانستید که دندانپزشك‌ها توصیه می‌كنند كه زمان مسواك زدن، تا 6 قدم از توالت دور شوید تا از ورود ذرات معلقی كه بوسیله هوا منتقل می‌شوند، در هنگام شستشوی دهان، جلوگیری شود ؟ آیا میدانستید که ستاره دریایی مغز ندارد ؟

 آیا میدانستید که تعداد چینی‌هایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکایی‌هایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است ؟

آیا میدانستید که شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید ؟

آیا میدانستید که انسان‌های راست دست به طور میانگین 9 سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟

آیا میدانستید که هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود ؟

 آیا میدانستید که مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند ؟

 آیا میدانستید که هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین 8 عنکبوت را در حال خواب می‌خورد ؟ آیا میدانستید که گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد ؟

 آیا میدانستید که کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که می‌سوزاند فقط 1.5 متر حرکت می‌کند ؟

 آیا میدانستید که بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها می‌ترسند كه نمی‌توانند آن‌ها را بكشند ؟

آیا میدانستید که فندك قبل از كبریت اختراع شد ؟

آیا میدانستید که با هوش ترین زن دنیا ۵ فوق لیسانس دارد و ضریب هوشی او ۲۰۰ است ؟

 آیا میدانستید که فرشته ها با سرعت نور حرکت میکنند و زمان بر آنها کند میشود ؟

 آیا میدانستید که انسان در سال ۳۰۰۰ قد متوسط ۲ متر و ۱۲۰ سال عمر و پوست قهوه ای خواهد داشت ؟

آیا میدانستید که ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است ؟

آیا میدانستید که هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند ؟

 آیا میدانستید که بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است ؟

آیا میدانستید که سریعترین عنکبوت دنیا دارای سرعت ۱۶ km در ساعت است که در افریقاست ؟

آیا میدانستید که یک انسان نهایتا میتواند با سرعت ۳۵ km در ساعت بدود ؟

 آیا میدانستید که نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند ؟

 آیا میدانستید که 80 درصد موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده‌اند ؟

آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری می‌بیند ؟

آیا میدانستید که گربه قادر به تشخیص مزه‌ی شیرینی نیست ؟

 آیا میدانستید که تعداد حشرات موجود در ۲/۵کیلومتر (دو و نیم) مربع زمین کشاورزی، از انسان‌های موجود در تمام دنیا بیشتر است ؟

آیا میدانستید که یک گرم سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد ؟

 آیا میدانستید که حس چشایی نوعی پروانه‌ی بزرگ ۱۲ هزار برابر دقیق‌تر از انسان است ؟

آیا میدانستید که تنها حیوانی که نمی‌تواند شنا کند، شتر است ؟

 آیا میدانستید که لاما که نوعی شتر کوچک بی کوهان است بهنگام عصبانیت بر صورت طرف مقابل، تف می‌اندازد ؟

آیا میدانستید که نوعی کوسه، هر دو هفته یک بار صاحب یک سری دندان جدید می شود. آنها هر ساله بیش از ۲۴ هزار دندان جدید درمی‌آورند ؟

 آیا میدانستید که امروزه در جهان ۲۵۰ هزار نوع گیاه گلدار شناسایی شده است ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید ؟

آیا میدانستید که مساحت سوراخ اوزون ۲۴ میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی است ؟

 آیا میدانستید که سالانه ۱.۳ میلیون متر مکعب چوب صرف چوبهای غذا خوری در چین میشود ؟

 آیا میدانستید که در طوفان شن کویر بین ۶۰ تا ۲۰۰ میلیون تن شن جابجا میشود ؟

 آیا میدانستید که دارچین بسیار کشنده است اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود ؟

 آیا میدانستید که فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر می‌کند ؟

 آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است ؟

 آیا میدانستید که ماموتها که ۱۰ هزار سال پیش منقرض شدند تا ۶ سالگی شیر مادرشان را میخوردند ؟

 آیا میدانستید که لئو‌ناردو داوینچی مخترع قیچی بود، همچنین 10 سال طول كشید تا لبهای مونالیزا را نقاشی كند ؟

دوشنبه 1388/05/26ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

خوک ها نیز مانند انسان ها به آنفلوانزا مبتلا می شوند، اما ویروس آنفلوانزای خوکی (H1N1) مشابه ویروس آنفلوانزای انسانی نیست و در حالت عادی این ویروس باعث ابتلا انسان ها به این بیماری نمی شود، فقط در گذشته موارد بسیار کمی از ابتلا به این بیماری در افرادی که در تماس نزدیک با این حیوانات بوده اند گزارش شده است. اما جدیدا یک نوع جدید از این ویروس در اثر جهش ژنتیکی ایجاد شده است که انسان ها را مبتلا می کند و در عین حال به راحتی از انسانی به انسان دیگر سرایت می کند و به این ترتیب افرادی که هیچ گونه تماسی با این حیوانات ندارند نیز در معرض ابتلا قرار می گیرند.

 

علائم ابتلا به آنفلوانزای خوکی چیست؟

 

علائم آنفلوانزای خوکی بسیار شبیه به آنفلوانزای معمولی است و شامل تب، سرفه، گلودرد، بدن درد، سردرد، لرز و خستگی است و در بعضی افراد تهوع و استفراغ هم گزارش شده است. این بیماری ممکن است با علائم دیگری نیز همراه باشد. به یاد داشته باشید که هیچ پزشکی فقط از روی علائم بالینی قادر به تشخیص قطعی آنفلوانزای خوکی نیست و تشخیص قطعی آن فقط با انجام تست لابراتواری ممکن است.

 

آنفلوانزای خوکی چگونه از فردی به فرد دیگر سرایت می کند؟

 

ویروس آنفلوانزای خوکی دقیقا مشابه آنفلوانزای معمولی سرایت می کند. شما ممکن است از طریق تماس با فرد آلوده و یا لمس کردن سطوح و اشیایی که قبلا توسط این افراد لمس شده اند و سپس دست زدن به چشم و دهان و بینی خود به این بیماری مبتلا شوید. در یک فرد آلوده، انتشار این ویروس به محیط از یک روز قبل از شروع علائم بیماری آغاز می شود و تا یک هفته پس از ابتلا ادامه می یابد.

 

تا کنون چند نفر به این بیماری مبتلا شده اند؟

 

تعداد افراد مبتلا به این بیماری هر لحظه تغییر می کند اما طبق آخرین اطلاعات تا تاریخ ۲۸ آپریل ۲۰۰۹ تعداد ۶۴ مورد ابتلا انسان به این ویروس  فقط در ایالات متحده  آمریکا به ثبت رسیده است و در کشورهایی مانند مکزیک، اسپانیا، سویس، چین و برزیل نیز مواردی از ابتلا به این بیماری گزارش شده است. آخرین آمار ابتلا به این بیماری  را در پی نوشت های همین مطلب دنبال کنید.

 

آنفلوانزای خوکی چگونه درمان می شود؟

 

ویروس آنفلوانزای خوکی به داروهای ضد ویروس Tamiflu و Relenza حساس است و این داروها به خوبی بیماری آنفلوانزای خوکی را مهار می کنند. این داروها بهترین اثربخشی را زمانی دارند که در ۴۸ ساعت اول ابتلا به این بیماری مصرف شوند.

 

آیا واکسنی برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری وجود دارد؟

 

خیر. ویروس آنفلوانزای خوکی که انسان ها را مبتلا می کند یک گونه کاملا جدید است و تا کنون واکسنی برای آن ساخته نشده است و ساخت واکسنی برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری ممکن است چندین ماه به طول بیانجامد.

 

بیماری آنفلوانزای خوکی تا چه اندازه خطرناک است؟

 

شدت و میزان خطر این بیماری در افراد مختلف متفاوت است. به طوری که در Mexico منجر به مرگ تعدادی از مبتلایان شده، در حالی که در افرادی دیگر بدون دریافت داروی ضدویروس، بیماری خود به خود بهبود یافته است. واقعیت این است که این ویروس دائما در حال تغییر ژنتیکی است و ممکن است درآینده خطرناک تر شود و یا از خطر آن کاسته شود. دانشمندان در حال تحقیق بر روی این موضوع هستند.

 

چگونه می توان از ابتلا به بیماری آنفلوانزای خوکی پیشگیری کنیم؟

 

دستان خود را به طور مرتب با آب و صابون بشویید، مخصوصا زمانی که عطسه یا سرفه می کنید و یا وقتی که از بیرون به خانه باز می گردید. از تماس نزدیک با خوک ها و یا انسان هایی که آلوده هستند بپرهیزید. از دست زدن به اشیا و سطوحی که ممکن است آلوده باشند،مخصوصا در اماکن عمومی بپرهیزید.(مانند میز های کافی شاپ ها و رستوران ها، دستگیره درب وسائل حمل و نقل عمومی، نرده ها و …) از دست زدن به دهان، بینی و چشمان خود بپرهیزید.

دوشنبه 1388/05/26ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها:

ما عاشق ايده‌ آلها و كمالها مي شويم و از نقصان ها مي گريزيم. شايد تعجب كنيد اگر بدانيد معمولا انسانها عاشق يك موجود كامل و بدون نقص در ذهن خود مي شوند و هنگامي كه اين تصوير ذهني را منطبق با يك دختر يا يك پسر در اطراف خود مي‌كنند، به آن نام عشق مي نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتي رشد مي يابد و قلب ما را به تپش وا مي دارد كه او خود را منطبق با تصوير ذهني ما ارائه دهد. و هنگامي كه به مرور او را متفاوت از ذهنيات خود بيينم ، عشق ما رو به افول مي رود. اما اينكه تصوير ذهني ما چگونه بايد در بيرون شكل بگيرد و حفظ شود نياز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، يعني اينكه بايد از مسير عقلاني و منطقي گذر كند و بالاتر از تفكر خام ما باشد ، نه به عكس . يعني عشق نبايد مادون فكر باشد. عشقي كه مادون باشد، و از سطح پائين تري برخوردارست ، ارزش ندارد تا برايش بميريم.
پس اگر در زندگي به مرور دريافتيم همسرمان از زير بار وظايف و مسئوليتهاي خود شانه خالي مي كند، لذتهاي خود را محور قرار مي دهد و هنوز « من» بودن محور فكري اوست. اينگونه مي شود كه كسالت مزمن عشق، را به چشم خواهيم ديد. از ديگر آفتهايي كه ما به عشق مي رسانيم ، مي توان به موارد زير اشاره كرد.
عدم انعطاف پذيري:
عدم انعطاف پذيري نسبت به مسائلي كه در زندگي با آن روبرو هستيم. مثلا اگر تعصب روي روش و سليقه هاي خود داشته باشيم. و به علاقه ها، سليقه ها و شيوه هاي زندگي همسرمان، مكرراً انتقاد كنيم يا از آن بدتر ، اهانت كرده يا مسخره بگيريم.
كمال گرايي افراطي:
از آنجا كه ما در ناخودآگاه عاشق « خوبي مطلق» ، « مثبت مطلق » و « كمال مطلق» شده ايم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبي ارزيابي كرده ايم ، به مرور اين ارزيابي خطا، خود را به ما نشان مي دهد و دچار مشكل مي سازد. او هرگز نمي‌تواند انتظارات و توقعات ايده آلي ما را بر آورده كند. او هم يك انسان مثل بقيه انسانهاست و بديهي است كه نقاط ضعف زيادي نيز در كنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.
عدم مهارت هاي زندگي:
مهارت هاي كافي جهت رسيدگي به بذر عشق را نداريم. مهارتهاي ارتباطي زندگي را كسب نكرده ايم ، مقابله با تنش ها و مشكلات را تجربه نكرده ايم ،‌نحوه سازگاري با مسائل زندگي را نياموخته ايم ، همه و همه موجب ناكارآمدي ما در ايجاد عشق و آرامش در زندگي مي شود
عدم رعايت حريم خانواده و مرزهاي زندگي:
به وظايف خود در زندگي آگاهي نداريم يا مرزهاي مسائل زندگي و مشكلات خانواده را رعايت نمي كنيم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بيرون منتقل مي كنيم . مشكلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،‌فاميل ، حتي همسايگان و ... در ميان مي گذاريم يا در حيطه و مرزهاي همسرمان دخالت مي كنيم و به نام عشق و دوست داشتن وي را كنترل كرده و در قفس نامرئي انتظارات خودمان، او را محبوس و زنداني مي كنيم. مثلا به علائق او ، دوستان وي،‌نحوه لباس پوشيدن او، شيوه راه رفتن و حتي طرز تفكر و احساسش گير مي دهيم و او را در تنگنا قرار مي دهيم. و در نهايت آزادي را از او مي گيريم.
مشكلات شخصيتي و انتظارت غير واقع:
توقعات بيجايي به لحاظ مسائل شخصيتي خود، از همسرمان داريم. كه بر آورده شدني نيست و برآورده نمي شود. مثلا يك نفر با اختلال شخصيت وسواسي، زياد نكته سنجي مي كند و معيارهاي زيادي در ذهنش دارد و با ريزبيني بيش از حدي كه به همسرش نشان مي دهد و او را در چهارچوب خشك و در قالب معيارهايي كه تعيين مي كند؛ حبس مي كند و عرصه را بر او تنگ مي كند. يا كسي كه اختلال شخصيت پارانوئيدي دارد و بدبين است ، با سوء‌ظن ها و بدبيني ها خود و حسادت و توهم توطئه هايي كه در ذهن خود، آنها را مي بافد، همسرش را هميشه در نقش يك دشمن و جاسوس مي بيند.
لذت طلبي و خودكامگي:
ما مي بايست در چهارچوب خانواده، خود را مقيد به بعضي امور كنيم. وقتي كه لذتهاي خود را كه در خارج از خانواده است به صورت افراطي دنبال مي كنيم و توجهي به خواست و ميل خانواده نداريم . به مرور زندگي يك طرفه و بي روح مي شود. زن و شوهر هر كدام دنبال تمايلات خاصي در خارج از خانواده هستند. و لذت بردن از يكديگر را فهم نمي كنند.
عدم مهارتهاي ارتباطي:
نمي توانيم ارتباط موثري با همسرمان بر قرار كنيم، حرف هم را نمي فهميم. هر كدام به ظاهر منطقي صحبت مي كنيم ، ولي نمي توانيم يكديگر را قانع كنيم. توجه كافي به احساسات ، خواسته ها و صحبتهاي يكديگر نداريم . گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دريغ مي كنيم. در رساندن حرفهاي خود به يديگر آنها را تحريف مي كنيم يا آنقدر مبهم رفتار مي كنيم يا صحبت مي كنيم كه ديگري را به خطا مي اندازيم. در واقع مهارتهاي ارتباطي را نمي دانيم.

اگر گويند «لحظه ايست روئيدن عشق .... »؛ پس اين هم شايد درست باشد كه «لحظه ايست مردن عشق.»
ولي عشق عميق تر از آنست كه لحظه اي خلق شود يا در لحظه اي بميرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختي و زمان است و هم از بين رفتن آن به علت مسائل مختلفي است كه در طي زمان و به وسيله زوجين ايجاد مي گردد.
آنچه كه اكثراً افراد با هم اشتباه مي گيرند؛ «هوس » و « عشق » است.
هوس : ميلي شديد براي پاسخ آني به يك نياز جسماني و رواني است كه به خود رنگ رمانتيك مي گيرد و يك استدلال به ظاهر عقلاني نيز در پي دارد و پس از ارضا تا زمان نياز بعدي محو مي شود.
یکشنبه 1388/05/25ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط سناتور
تگ ها: